تبليغاتX
موج رهروان ولايت

http://www.eblogame.com/BG/GHALEB/EKHTESASI/mojweb/moj_head.jpg

صفحه اصلي پيوندهاطراح قالب
 RSS

پيوند هاي وبلاگ
طاها نيوز
هامون نيوز
ملل نيوز
کلمه
ریفنا
موج رهروان1
عالیجناب سبز پوش
سحام نیوز
انجمن علوم انسانی اوج
انجمن وبلاگ نویسان جرس
پایگاه مقاومت سایبری فدایی خامنه ای
معبود یگانه#
جبهه مقابله با حماقت های شیخ ساده لوح#
حجاب زن#
کمپین تحریم کالاهای اسرائیلی#
آنانی می مانند،که نمی میرند!#
آنتی فمینیسم#
روز شمار#
قلم دل#
اسلام ستیزی در غرب#
نهج البلاغه#
عرفان های دروغین#
نقض حقوق زنان در کشور های مدعی#
کلبه شاعرانه شهدا
حمایت از شهرزاد میرقلی خانی
---------------------
NEWS Online
حامیان ولایت
خبری تحلیلی
ظهورسبز
همسنگران سبز
انتفاضه سایبری #
ندا2009
.::ندا 2009::.
.:: ايران اي هستي من/::.
.::دانشجو::.
.::رزمنده آنلاین::.
آزاد باش
.::خانه سبزما::.
ولایت مداری1

آموزش وبلاگ بازي

لينک هاي روزانه
سیاسی-اجتماعی
بچه ولايتي
یاران ولایت
تاریخچه و تحولات و افکار وهابیت
عترت فاطمی
پايان انتظار
پخش زنده و مستقیم کربلا نجف کاظمین مشهد
سرباز رهبری
وقتی که دچار شدم...
....DDTA
عاشقان خدمت- جان نثاران ولایت
فدایی خامنه ای
هنر مردان خدا
دختر ایرانی
سیاسی ’ فرهنگی ’ طنز +فوتبال
هيـــئت جوانان بني هاشــم (ع)شهرستان رشت
دل نوشته ها
مکتب ولایت
علمدار نهضت حسینی
عاشقان خدمت- جان نثاران ولایت
منتظر
آمین
جانم فدای رهبر
پیروان ولایت
++هر چی که فکرشو بکنی داریم++
برهان الله
" پسری بنام غم "
آخرین دوران رنج
زنگینامه شهید همت
ارپيجي زن جنگ نرم
یا ضامن آهو
رهبری جهان اسلام
رسوا کردن دشمنان امام خامنه ای
رسوا کردن دشمنان امام خامنهای
راهی برای جوانی
السلام عليك ياروح الله(هیت محبین الائمه)
السلام عليك ياروح الله(باریس جمهور)
السلام عليك ياروح الله(هیت محبان الرسول)
السلام عليك يا روح الله(پايگاه مالك اشتر)
عکس واقعیت یا واقعیت بر عکس*
نفوذی*
آپلود سنتر*
کاریکاتورهای مازیار بیژنی*
آینده از ان حزب الله *
حسینیون*
شهید گمنام*
زندگینامه افراد بزرگ*
انتظار يار*
يكصد موضوع، پانصد داستان*
حسینیه*

:: تمام پيوندها ::
نويسندگان
نويسنده وبلاگ :
دوستدار ولایت
طراح قالب

DESIGNER  BloGame
لـوگـوي ما
http://www.eblogame.com/BG/GHALEB/EKHTESASI/mojweb/moj_logo.gif


ماه من



نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |شنبه سی ام بهمن 1389| در ساعت 12:38 |
 

اولین مسئله در اکران و فروش یک فیلم بحث تبلیغات است.
خبرگزاری فارس: تلویزیون

به گزارش گروه فضای مجازی خبرگزاری فارس به نقل از ندای انقلاب، بهترین فیلم جشنواره ی امسال که توانست جوایز بسیاری را بدست آورد فیلم"روزهای زندگی"به کارگردانی پرویز شیخ طادی است که متاسفانه در روزهای نخست اکران نتوانسته است فروش خوب و مناسبی داشته باشد. در این باره با حبیب بهمنی گفتگو کرده و نظر وی را جویا شدیم.

وی در این باره گفت: اولین مسئله در اکران و فروش یک فیلم بحث تبلیغات است. دومین نکته نحوه ی چینش و زمان اکران فیلم است که بسیار مهم می باشد. مسئله ی بعدی عامل های ضد تبلیغی است که برای یک فیلم وجود دارد و برخی افراد بر روی آن مانور می دهند.

وی ضمن بیان این نکته که: تیزرهای تبلیغاتی و تلویزیونی باید در زمان های پر بیننده پخش شود، تصریح کرد: به نظر من فیلم "روزهای زندگی" تبلیغات خوبی در رسانه ملی نداشته است.

بهمنی افزود: ما فیلم هایی داشته ایم که حتی خیلی جذاب هم نبوده است اما به خاطر تبلیغات توانسته است خوب فروش کند.

کارگردان"سیب و سلما" یادآور شد: ممکن است یک فیلم در طول زمان فروش کند نه در عرض زمان.

"به نظر من فیلم پرویز شیخ طادی بسیار جذاب و پر جاذبه است اما خوب تبلیغ نشده است و همه ی پارامترهای لازم برای یک فیلم خوب را دارد" از دیگر گفته های بهمنی بود که با آوینی فیلم در میان گذاشت.

وی ادامه داد: نکته ی بعد اینست که امکان دارد یک فیلم مخاطب خاص را راضی کند چون آن مخاطب تخصصی نگاه می کند و به همین دلیل است که یک فیلم بهترین فیلم جشنواره می شود اما مخاطب عام را راضی نکند.

حبیب الله بهمنی با تاکید بر این نکته که: درباره ی فیلم "روزهای زندگی" همین دفاع مقدس بودن آن به نوعی ضد تبلیغ برای آن است، بیان داشت: قشر وسیعی از اهالی جبهه و جنگ و خانواده های آنها به سینما نمی روند چون سینما را جای قرطی بازه و غیره می دانند و شاید به همین دلیل است که ما فکر می کنیم فیلم دفاع مقدسی جواب نمی دهد در صورتیکه اینطور نیست.

"البته این فیلم یک ضعف دارد و آن ضعف در فیلمنامه است ولی از لحاظ ساخت صحنه پردازی ریتم و کارگردانی بسیار قوی است."



نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391| در ساعت 18:41 |
 

 
رضا ربع پهلوی فرزند شاه مخلوع در وبسايت خود از خواننده هتاک به مقدسات مسلمانان که توسط مراجع عظام تقلید مرتد اعلام شده است ، حمايت کرد.
 

به گزارش باشگاه خبرنگاران،فرزند شاه مخلوع بدون توجه به جریحه دار شدن احساسات مردم ايران از اقدام موهن شاهین نجفی خواننده مرتد ، از وي با عنوان هنرمند جوان یاد کرد.
وي که هنوز جنایات پدرش از ذهن هیچ ایرانی پاک نشده با کمال وقاحت هرگونه موضع گیری نسبت به شاهین نجفی را توحش قرون وسطایی می داند.

همچنين ربع پهلوی در اظهاراتي سخيف ، حمایت از کسی که به مقدسات توهین می کند را "روشن فکری" دانست.

ربع پهلوی در این بیانیه به نمایندگی از طرف جوانان ایرانی قالب ترانه را بهترین راه مبارزه با نظام عنوان کرد.



نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391| در ساعت 18:21 |
 

کاریکاتور/فرار از زندان رجوی‎



نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391| در ساعت 18:7 |
 

اصلاح طلبان مجلس نهم درصدد خدشه در تشکیل فراکسیون اصولگرایان

خواهرزاده سید محمد خاتمی و عضو فراكسيون اقليت مجلس هشتم، تشكيل فراكسيون اصلاح طلبان در مجلس نهم را به دلیل تعداد اندك نمایندگان اصلاح طلب، منتفي دانست.

محمدرضا تابش، تاکید کرد که به طور حتم در مجلس نهم به دليل اينكه تعداد اصلاح طلبان اندك است فراكسيون اصلاح طلبان تشكيل نخواهد شد.

 

این سخنان عضو فراکسیون مجلس هشتم، نشان دهند آن است که تحليل رفتن فراكسيون اصلاح طلبان در مجلس نهم، آنها را به این فکر واداشته است ضمن راه اندازي يك فراكسيون پوششي تحت عنوان «مستقل»، اقدام به ايجاد اختلال در اتحاد اصولگرايان و فراكسيون واحد آنها كنند.

این در حالیست که اين طيف معتقدند با يارگيري از برخي نمايندگان منفرد - در پوشش نام «مستقل» يا «صداي ملت» و نه عنوان «اصلاح طلب!- و سپس نزديك شدن به برخي اصولگرايان و ايجاد بدگماني مي توانند در انسجام فراكسيون اصولگرايان خدشه وارد كنند.

سرنوشت هيئت رئيسه مجلس جديد و رقابت هاي دروني اصولگرايان كه بعضا با هيجان زدگي پيگيري مي شود، از نگاه اقليت و جريان بيروني حامي آن، موقعيت مناسبي براي كليد زدن اين پروژه تلقي شده است و جالب اينكه چند نماينده اصولگرا و يك سايت همسو با آنان طي روزهاي اخير كمك شايان توجهي به اين پروژه ايجاد اختلال كرده اند. اين طيف چند روز پيش با تدارك نشستي كه شماري از منتخبان اصولگرا در آن حضور داشتند، از تشكيل فراكسيون «اصولگرايان رهروان ولايت» و حمايت از رياست دكتر لاريجاني خبر دادند.در مقابل اين اقدام طيف ديگر منتخبان اصولگرا نشست مشابهي ترتيب داده و از رياست دكتر حداد عادل حمايت كردند.

آنچه اكنون باعث نگراني بدنه اصولگرايي و مردم اميدوار به مجلس نهم- با اكثريت اصولگرا- مي شود اين است كه رقابت هاي كم مايه و بازي هاي متناقض چند ماهه مشرف به انتخابات مخصوصاً از سوي دو جبهه متحد و پايداري به داخل مجلس منتقل شود و عملاً فضا را براي غواصي افراد و محافل فرصت طلب فراهم كند. منطقاً دو دستگي در ميان فراكسيون اصولگرايان، مقدمه ريزش اعضاي ضعيف تر در دامن انواع حلقه هاي فرصت طلب است و طبيعي ترين توقع از چهره هايي چون دكتر لاريجاني و دكتر حداد عادل آن است كه پيش از ورود در هر نوع مسابقه و رقابتي، براي شكل گيري فراكسيون متحد اصولگرايان تدبير كنند و راه را بر رفتارهاي هيجاني يا اختلاف افكنانه ببندند.



نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391| در ساعت 17:51 |
 

پس از نمازجمعه؛ مردم ایران در محکومیت طرح الحاق بحرین به عربستان راهپیمایی می‌کنند

شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی در پی اعلام طرح آمریکایی الحاق بحرین به عربستان سعودی با صدور اطلاعیه فراخوانی بیان داشت: ملت بزرگ ایران اسلامی روز جمعه در اعتراض به این طرح شیطنت‌آمیز آمریکایی انزجار خود را علیه رژیم‌های دست‌نشانده آل خلیفه و آل سعود فریاد می‌زند.

شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی در پی اعلام طرح آمریکایی الحاق بحرین به عربستان سعودی در جریان نشست اعضای شورای همکاری خلیج فارس اطلاعیه صادر کرد.

متن کامل این اطلاعیه به این شرح است:

ملت بزرگ ، شجاع  و بصیر ایران اسلامی در اعتراض به این طرح شیطنت‌آمیز آمریکایی روز جمعه این هفته (29  اردیبهشت ماه سال  1391 )  پس از برگزاری مراسم عبادی ـ سیاسی نماز پرصلابت جمعه در سراسر کشور می‌خروشد و با برپایی تظاهرات اعتراض‌آمیز، ضمن محکومیت شدید این اقدام توطئه‌آمیز ؛ خشم و نفرت و انزجار خود را علیه رژیم‌های دست‌نشانده آل خلیفه و آل سعود فریاد می‌زند .

این مراسم نیز در تهران پس از اقامه نماز پرصلابت جمعه با حضور انبوه مردم مؤمن و انقلابی تهران در خیابان انقلاب ، مقابل درب اصلی دانشگاه تهران  برگزار می‌شود .

این توطئه خطرناک که حاصل مثلث شوم استکبار جهانی آمریکا  و انگلیس و رژیم غاصب صهیونیستی است ، به منظور جلوگیری از سرایت الگوی قیام‌های انقلابی از کشوری به سایر کشورها ، کنترل اوضاع و مهار بحران داخلی بحرین به علت ناتوانی رژیم آل خلیفه در کنترل اوضاع ، ایجاد جنگ در میان کشورهای حوزه خلیج فارس و متشنج کردن اوضاع خاورمیانه است ؛ اما با این حال دست‌نشاندگان غرب نتوانستند حتی قامت بلند مردم مسلمان و غیور بحرین را که به بلندای حقیقت تاریخ است ؛ خم کنند و اراده‌های پولادین آن‌ها را در هم بشکنند .

بایستی سران رژیم‌های آل سعود و آل خلیفه بدانند ، که با برپایی این‌گونه توطئه‌ها و اقدامات نابخردانه نمی‌توانند جلوی جنبش مردمی بحرین را گرفته و بیداری اسلامی را در سطح منطقه مهار کنند ؛ بلکه این نقشه شوم باعث استحکام و اتحاد هرچه بیشتر مردم در بحرین و سایر کشورهای قیام کرده می‌شود.

شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی بار دیگر در پایان اطلاعیه فراخوان سراسری خود، ضمن محکومیت شدید این‌گونه اقدامات نابخردانه ،  نامشروع  و غیرقانونی ؛ حمایت همه ‌جانبه خود را از جنبش مردمی و بیداری اسلامی در بحرین که طی پانزده ماه گذشته باغیرت اسلامی و عرق ملّی مردم مظلوم بحرین به جد پیگیری شده؛ فریاد کرده  و به شهدای گرانقدری که ملت مظلوم بحرین در این راه  تقدیم  داشته است، ادای احترام می‌کند و از تمامی مردم مؤمن و انقلابی ایران اسلامی و همه گروه‌ها و اقشار مختلف مردم می‌خواهد تا با حضور گسترده، دشمن‌شکن، آگاهانه و انقلابی در تظاهرات اعتراض‌آمیز روز جمعه در سراسر کشور مظلومیت و حقانیت ملت ستمدیده بحرین را فریاد بزنند.



نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391| در ساعت 17:49 |
 

پخش فیلمی اسرائیلی در دانشگاه مفید قم

در حالی که این روزها غرب همه تلاش خود را می کند که با ساخت و پخش آثار هنری از قبیل قیلم و عکس و موسیقی سناریوی ایران هراسی و اسلام ستیزی را وارد مرحله تازه ای از جنگ فرهنگی کند اقدام یکی از دانشگاه های شهر مقدس قم در خصوص پخش فیلم موهن بدون دخترم هرگز در یکی از کلاس های این دانشگاه انتقاد بسیاری از مردم و دلسوزان انقلاب را برانگیخته است .

و به اذعان سایت مربوط به دانشجویان این دانشگاه ، دانشگاه مفید قم که از جمله دانشگاه های غیر دولتی زیر مجموعه وزارت علوم محسوب می شود در حالی که در یکی دو سال گذشته با اتخاذ عملکرد نامناسب در موضوع فتنه و حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری عملا به پایگاه مطمئن اصلاح طلبان برای اجرای دستور العمل ها و برنامه های خود تبدیل شده است اخیراٌ به بهانه آموزش زبان انگلیسی فیلم موهن بدون دخترم هرگز را در یکی از کلاس های خود به نمایش گذاشته است .

بنا بر این گزارش فیلم موهن بدون دخترم هرگز در سال 1370 توسط بریان گیلبرت کارگردان بدنام آمریکایی در شهر حیفا در مناطق رژیم صهیونیستی فیلم برداری و ساخته شد . این فیلم که سرتاسر آن توهین های بی شرمانه به مردم ایران نسبت داده شده است بر اساس رمانی از بتی محمودی همسر دکتر بزرگ علوی یکی از متخصصان بیهوشی در ایران ساخته شده است . در این فیلم ایران به عنوان کشوری نا امن، عقب مانده، دارای مردمی وحشی و فرهنگ غار نشینی معرفی می شود . در سکانس های مختلف این فیلم توهین و بی حرمتی به فرهنگ حجاب موجود در کشورمان، اهانت به زنان جامعه ایرانی و نشان دادن آنان به مثابه موجوداتی وحشی، زیر سؤال بردن حجاب برتر یعنی همان چادر و به تصویر کشیدن زن ایرانی به عنوان کنیزی در خدمت مرد در راستای توطئه غرب برای اسلام ستیزی به مخاطب نشان داده می شود .
از طرف دیگر اعلام دین اسلام به عنوان دینی خشن، به سخره گرفتن نماز جمعه و نماز جماعت و قشر مذهبی، نشان دادن روحانیت به عنوان افرادی فرصت طلب و شکم پرست ، تمسخر ارزش های شهدا، امام، و حکومت اسلامی و بیان شستشوی مغزی توسط حکومت از جمله بخش هایی است که در طول این فیلم روایت می شود . در حقیقت اساس ساخت این فیلم نیز همچون انیمشن های موهن 300 و یا پرسپولیس در راستای وارونه نشان دادن حقایق درون کشورمان و زیر سوال بردن فرهنگ و ارزش های جمهوری اسلامی بوده است .
حال چگونه است که دانشگاهی در کشور خودمان و آن هم در شهر مقدس قم شهر مرجعیت شیعه در اقدامی خفت بار و به یک بهانه غیر قابل قبول این فیلم موهن سراسر سیاه نمایی کشورمان را برای دانشجوهای خود اکرانی می نماید و در مقابل هشدار های دانشجویان ارزشی دانشگاه تنها سکوت می کند؟ سوال اصلی اینجاست که فیلم دیگری برای آموزش زبان انگلیسی پیدا نمی شد و حتماً باید از فیلم های ضد نظام برای آموزش استفاده نمود ؟ آیا سکوت گوش خراش مسئولین دانشگاه مفید در قبال این قبیل بی حرمتی ها به نظام مقدس اسلامی در سر کلاس ها چیزی جز رضایت آنان را می رساند؟؟؟ آیا اهانت های چندین و چند باره استاد درس حقوق اساسی(م.گ) به رهبری نظام مقدس اسلامی به گوش مسئولین دانشگاه نرسیده است؟؟؟چرا جریان هایی مشکوک، علیه نظام مقدس ایران اسلامی و اصل ولایت فقیه، امروز در دانشگاه شیخ مفید قم این شهر مقدس و این مرکز جهان تشیع مشاهده می شود؟؟؟
بهتر است مسئولان وزارت علوم تحقیقات و فناوری نیز سکوت سنگین خود را در قبال اقدامات هتاکانه مسئولان این دانشگاه بشکنند و هر چه زودتر فکری به حال اینگونه اقدامات بکنند چرا که ظاهراٌ این دانشگاه قصد ندارد از اقدامات ساختار شکنانه خود دست بردارد .



بیانیه دانشجویان در محکومیت اقدام جدید دانشگاه مفید

در پی پخش فیلم ضد انقلابی بدون دخترم هرگز در دانشگاهی در شهرستان قم دانشجویان ارزشی این دانشگاه با صدور بیانیه ای نسبت به پخش این فیلم واکنش نشان دادند . متن کامل این بیانیه که در اختیار صراط قرار گرفته است به شرح زیر است :

بسم الله الرحمن الرحیم

«فیلم ضد ایرانی، ضد انقلابی و ضد اسلامی، ساخته شده توسط دشمنان تابلودار اسلام و ایران، در یکی از کلاس‌های زبان دانشگاه مفید، برای دانشجویان پخش شد.» شنیدن این خبر، دلسوزان انقلاب و ایران را شوکه کرد. فیلمی که با دروغ‌پردازی‌های سخیف و تحریف‌های غیرمنصفانه، ایران را در عصر حجر و کشوری عقب‌مانده و ایرانی را وحشی، خشونت‌طلب و تحمیق‌شده، اسلام را دینی غیرانسانی و نفرت‌آور و انقلاب را به بردگی‌درآورنده ایرانی‌های کم‌عقل و منجمد، امام را عامل اصلی بدبختی‌ها و سیه‌روزی‌های ملت ایران و شهداء را فریب‌خورده، شهادت را حماقت وروحانیت را افرادی شکم‌پرست و فرصت‌طلب، حجاب را منفور و زشت و لگدمال کننده حقوق زنان و ...، معرفی می‌کند.

واعجبا!!!! این در حالی‌ است که ایران، مهد تمدن بشریت؛ ایرانی، هوشمند و آزاده؛ اسلام، یگانه برنامه جامع و برتر نجات انسان در دنیا و آخرت؛ انقلاب، نقطه عطف تاریخ بشریت و مبدا سعادت ابناء بشر؛ امام، نجات‌دهنده ایرانیان و عزت‌بخش به آنان؛ شهداء، پیروزمندان حقیقی، شهادت هنر مردان خدا؛ روحانیت، در عین زهد و تقوا، حافظ اسلام و حامی صادق توده‌های مردم در مقابل ستم‌پیشگان؛ حجاب، حافظ کرامت زن، در خدمت تکامل او و ناجی او از چنگال هوس‌رانان عالم؛ و ... می‌باشد. چقدر پستی و ناجوانمردی است، لجن‌مال کردن درّها و مرواریدها.

و اینک مفید را چه می‌شود؟؟!!!
دانشگاهی با هدف اسلامی‌سازی دانشگاه.
دانشگاهی زیر نظر مرجعیت شیعه، وصل به وجوهات شرعی و متصل به بیت‌المال.
دانشگاهی در مرکز قیام و جهاد و در شهر ولایت و بصیرت.
دانشگاهی بنا شده بر روی خون پاک صدها هزار شهید به خدا پیوسته.
در این دانشگاه، نه تنها با فرد خاطی برخورد نمی‌شود، بلکه به اعتراض‌ها و پی‌گیری‌های دانشجویان ارزشی، بی‌توجهی می‌گردد. در این دانشگاه نه تنها این اقدام ضدارزشی محکوم نمی‌شود،‌ بلکه سکوتی هم‌وزن حمایت نثار آن می‌گردد.
در این دانشگاه نه تنها اقدامات علیه اسلام و انقلاب و نظام، با موضع مناسب مسئولان دانشگاه مواجه نمی‌گردد، بلکه در راستای اقدامات ارزشی دانشجویان متکی به خدا، مانع‌تراشی شده، و از جمله از پخش فیلم‌های حامی انقلاب و ایران اسلامی جلوگیری به عمل آمده و این دانشجویان زیر سایه تهدیدها،‌ محدودیت‌ها،‌ برچسب‌ها و تهمت‌های مدعیان حقوق بشر و آزادی بیان، به کمیته‌ انضباطی فرا خوانده می‌شوند.

اینک از دانشگاه می‌خواهیم به حکم هویت خود و به حکم خون پاک و به ناحق ریخته شهدای عزیز انقلاب، به مسئولیت خود در برخورد متناسب با فرد خاطی عمل نماید. والا باید منتظر اقدامات قاطعانه و صد البته قانونی و حکیمانه دانشجویان عاشق شهداء، باشند. کما اینکه اگر برخورد مناسب با فرد مزبور صورت می‌پذیرفت، کار بدین جا نمی‌رسید.

در پایان تذکر این نکته ضروری است که بهانه‌ آموزش زبان به وسلیه پخش این فیلم، با کثرت بی‌شمار فیلم‌های آموزشی زبان، رنگ می‌بازد و توجیه مسخره، نقد فیلم‌‌ در کلاس آموزش زبان، نشانه‌ای است از غرض و انفعال فرد خاطی.

دانشجویان ارزشی دانشگاه مفید



نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391| در ساعت 17:40 |
 

مصاحبه با حجت الاسلام شیخ نعیم قاسم، قائم مقام دبیرکل حزب الله لبنان/1
یکی از صفات اصیل انقلاب اسلامی آن است که خود را در چارچوب مرزهای سیاسی و جغرافیایی محدود نمی کند و همین موجب شده است که اندیشه برجسته و اسلامی حضرت امام و رهبر فرزانه انقلاب، فراتر از ایران هم پیروان صدیق و جان بر کفی داشته باشد. حزب الله لبنان یکی از رویشهای این انقلاب و تفکرات آن است. شیخ نعیم قاسم (معاون سید حسن نصرالله) که عالمی مجاهد و پیکارگری اندیشه ورز محسوب می شود، اخیراً کتابی در باب اندیشه های حضرت امام تألیف نموده و سایت شبکه المنار (وابسته به حزب الله) هم به همین مناسبت مصاحبه ای اختصاصی با ایشان داشته است.
شیخ نعیم قاسم قائم مقام حزب الله لبنان  دراین مصاحبه، در پاسخ به سوالات صریح و بی پرده خبرنگار، علاوه بر ارائه تفسیرهای علمی و مفید از برخی وجوه اندیشه امام و مقام معظم رهبری، به صورت ریز به مسائل سیاسی داخلی ایران و جناح‌های سیاسی ایران پرداخته وصراحتا نظر خود راجع به اصلاح طلبان، اصولگرایان و چینش سیاسی در ایران را بیان کرده است. نظر به اهمیت این مصاحبه، رجانیوز با ترجمه کامل آنرا طی دو قسمت تقدیم خوانندگان می کند. در ادامه بخش اول این مصاحبه را می‌خوانید:
 
المنار: «نه شرقی، نه غربی» شعاری بود که امام خمینی سر داد (و همه عالم در آن وقت نسبت به آن ابراز تعجب کردند)، امروز و بعد از تجربه حکومت اسلامی در ایران، این شعار را چگونه ارزیابی می کنید و تا چه حدی حکومت اسلامی توانسته این مفهومی که امام بیان کرد را اجرایی کند؟
 
شیخ نعیم قاسم: شعار « نه شرقی، نه غربی» دو جنبه دارد: یک جنبه ی فکری و یک جنبه ی عملی. از جنبه ی فکری، این شعار، تعبیری است از انتخاب اسلام در مقابل مارکسیسم و سرمایه داری؛ به تعبیر دیگر، در مقابل شرق و غرب و در مقابل دو منظومه ی فکری که در آن زمان مطرح بودند. امام با طرح این شعار، خواست بگوید که دور از مکتب سرمایه داری و مارکسیسم، مکتب اسلام را دنبال می کند و ملت ایران هم خواهان اجرای اسلام در حیاتشان هستند.
 
باید گفت که امام قطعا توانست به موفقیت بزرگی دست یابد چرا که موفق شد یک تفکر اسلامی را به یک قانون اساسی و به یک نظام حکومتی روزآمد تبدیل کند و ضمنا این نظام را جهت پذیرش به رأی مردمی هم گذاشت. و هم اکنون ما در ایران یک جمهوری اسلامی داریم که طبق اسلام حکمرانی می کند و ریشه اش به اسلام باز می‌گردد. این از جنبه ی نظری.
 
اما از جنبه ی عملی، نه شرقی نه غربی یعنی عدم تبعیت سیاسی از شرق یا غرب. و بالفعل هم جمهوری اسلامی از زمان ایجادش تا الان نه از شوروی (زمانی که شوروی وجود داشت) تبعیت کرده است نه از آمریکا. حتی آمریکا از ابتدای پیروزی انقلاب مبارک اسلامی، تحریم هایی علیه ایران وضع کرده است چرا که نتوانسته جمهوری اسلامی را رام خودش کند. ایران حتی پیرو روسیه [که بعد از شوروی ایجاد شد] هم نیست. این واضح است که ایران، امروز یک سیاست مستقل را دنبال می کند و در همین راستا، روابط و توسعه ی روابطی با دیگر کشورها در جهان دارد ولی در هر حال در تصمیم گیری هایش مستقل است و در این تصمیم گیری ها از بلوک بندی های جهانی تبعیت نمی کند. به همین جهت است که ایران توانسته عملا مفهوم تفکر نه شرقی، نه غربی را به ظهور برساند؛ مفهومی که از آیه شریفه قرآن استخراج شده که می فرماید: «شَجَرَهٍ مُّبَارَکَهٍ زَیْتُونِهٍ لَّا شَرْقِیَّهٍ وَلَا غَرْبِیَّهٍ یَکَادُ زَیْتُهَا یُضِیءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُّورٌ عَلَی نُورٍ یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَن یَشَاءُ» [سوره مبارکه نوره، آیه شریفه 35]
 
فلذا امروز ما در برابر تنها کشوری در جهان سوم هستیم که در تصمیم گیری هایش سربلند و استوار و متمایز از دیگران است. و ای بسا بیشترین چیزی که نشان دهنده استقلال و تمایز ایران در سطح عملی باشد، این است که ایران تنها دولتی در جهان است که به اشغال حتی یک وجب خاک توسط اسرائیل، «نه»می گوید؛ درحالیکه می‌بینیم تقریبا همه کشورهای عالم یا بر سر «مساحت» فلسطین و «مساحت» اسرائیل بحث می کنند یا در کیفیت برقراری «صلح» بین این دو با به رسمیت شناختن وجود رژیم صهیونیستی. و این امر  برای ایران متمایز کننده است.
 
المنار: در رسانه های غربی دائما از وجود جریان هایی در ایران سخن می‌گویند که به عادی سازی روابط با غرب معتقدند و یا خواهان خروج از زیر سیطره تفکرات امام خمینی و مشخصا ولایت فقیه هستند.این جریانات در ایران تا چه حدی تشکل مؤثر دارند؟
 
شیخ نعیم قاسم: جمهوری اسلامی ایران از ابتدا، طریق آزادی بیان را پیموده است و از همین رو، از زمان برپایی حکومت مبارک اسلامی، حرکت هایی ایجاد شد و برخی هم از قبل وجود داشت. در بین مجموع این گروه ها و جریان‌ها، برخی از اساس با وجود جمهوری اسلامی مخالف بودند. اما به همین گروه ها هم اجازه داده می شد که نظر خود را بیان کنند ولی وقتی این گروه‌ها دست به سلاح بردند و شروع به بمب گذاری وترور کردند، نظام در مقابل آنها ایستاد.
 
از آن پس، جریاناتی ایجاد شدند که نظرگاه‌های خاص خود را راجع به ساختار نظام داشتند؛ برخی از آنها مایل به ایجاد اصلاحاتی (منتها در چارچوب حفظ نظام اسلامی) و برخی خواهان ایجاد تغییرات ریشه‌ای بودند.
 
مشخص است کسانیکه از آنها با عنوان «اصلاح طلب» یاد می‌شود همان کسانی هسستند که در سال‌های اخیر مسیری را پیش گرفته‌اند که خواهان محدود کردن اختیارات ولی فقیه و همچنین اجرای تغییرات بنیادین در نظام اسلامی هستند. وهمان کسانی هستند که همچنین داشتن روابط ویژه با غرب را ترویج می کنندکه این امر تجاوز از مواضع بنیانی و مخصوصی است که جمهوری اسلامی بر اساس آنها بنیان گذاشته شده است.
 
ولی در مقابل، طرف‌های دیگری هم هستندکه کاملاً پایبند به نظام اسلامی (به همین شکلی که هم اکنون قرار دارد) هستند؛ یعنی چیزی با عنوان تعدیل اختیارات ولی فقیه یا قانون اساسی، نزدشان مطرح نیست. اگرچه اصلاحات و تعدیل مد نظر آنها، بهبود عملکردها در سطح قدرت اجرایی و کارهای خدماتی و چیزهایی از این قبیل و نه اصلاح جوهره‌ی نظام است.
 
جریان اصلاح طلبی در مقابل جریان دیگرکه مؤید قانون اساسی جمهوری اسلامی و رهبری رهبر انقلاب (به همین شکل فعلی) است، جریان محدودی محسوب می شود و می بینیم که اصلاح طلبان پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 بسیار افول کردند. چرا که از آن زمان روشن شد که غرب تلاش بسیار فعالانه ای جهت مختل کردن امور ایران و ایجاد هرج و مرج از داخل آن و ایجادتغییر در ساختار نظام بوسیله آنها دارد و  ازحمایت خارجی حقیقتا گسترده ای هم برخوردار بودند. ولی ملت ایران، پشت سر رهبری امام خامنه ای (که خداوند او را حفظ و حمایت کند) ایستادند و ساختار پیشنهادی غربی را رد کردند.
 
انتخابات مجلس شورای اسلامی هم که چندی پیش برگزار شد گرایشات عمومی مردم را نشان داد. کثرت میزان رأی دهندگان (که به شصت و پنج درصد رسید) نشانگر این است که مردم کماکان به همین قانون اساسی فعلی پای بند هستند. خصوصا که باید مد نظر داشت که مسئله ولایت فقیه درایران یک مسئله تعبدی جدای از زندگی نیست، بلکه اتفاقا بخشی از قانون اساسی جمهوری اسلامی است که طی آن اختیارات و وظایف ولی فقیه و ابزاهای اِعمال این اختیارات و ابزارهای بازخواست و یا حتی عزل ولی فقیه ذکر شده است و این یعنی مسئله صرفا در دایره نظریه پردازی نیست بلکه اتفاقا در دایره زندگی روزمره مردم است و در سطح عمل به اجرا درمی آید.
 
بنابراین طبیعی است که برخی با آن موافق و برخی با آن مخالف باشند. منتها مهم آن است که اکثریت قاطع و مؤثر مردم با نظریه ولایت فقیه و با آنچه قانون اساسی می گوید همراهی دارند و هیچ گونه تعدیلی در این امر اساسا نزدشان مطرح نیست.
 
المنار: امام خمینی (قدس سره) بین ولایت فقیه و نقش مردم ارتباط برقرار می کند و امروز آیت الله خامنه‌ای از  «مردمسالاری» یعنی «حاکمیت ملت» سخن می گوید.آیا این بدان معنا است که بین این دو نظرگاه اختلافی وجود دارد و یا آنکه سخن دومی در اصل سخن پیشرفته اولی است که گریزی هم از این پیشرفت نبوده است؟ 
 
شیخ نعیم قاسم: سخن امام خمینی مبنی بر نقش ملت با سخن امام خامنه ای مبنی بر حاکمیت ملت و مردمسالاری فرقی ندارند. شاید بتوان گفت که اختلاف فقط در تعبیر و در تلاش برای کشاندن این مسئله به سطح مباحث نظری و عملی است. چرا که اگر به دقت نگاه کنیم می بینیم که این خود امام خمینی بود که برای ملت مجال نقش آفرینی ایجاد کرد، از طریق رجوع به آرای ملت و نظر خواهی های عمومی از مردم در بسیاری از مباحث و مجالات. تا جایی که می بینیم این ملت بود که در رفراندم به قانون اساسی جمهوری اسلامی  بله گفت و این ملت بود که به شکل نظام جمهوری اسلامی در رفراندمی دیگر بله گفت و ملت بود که اعضای مجلس شورای اسلامی را برگزید و ملت بود که اعضای مجلس خبرگان (که به نوبه خود ولی فقیه را برمی گزینند) را انتخاب کرد و ملت بود که اعضای شوراهای شهر و روستا را برگزید و نمونه های دیگر. 
 
هنوز در خاطرم هست که در اثنای جنگ ایران و عراق هم انتخابات در ایران برگزار می شد. و حتی برخی هم به امام خمینی نصیحت می کردند به دلیل موشک باران تهران از طرف عراق، انتخابات را به تأخیر بیاندازد ولی حضرت امام به تأخیر انداختن انتخابات را ولو برای یک روز رد کردند. و به تبع امام شدیداً تأکید داشت ملت نظر خود را ابراز کند. و این مسئله در تمام طول حیات ایشان و دوره زمامداری ایشان در جمهوری اسلامی مسلک همیشگی ایشان بود.
 
امام خامنه ای هم در خلال طرح عبارت مردمسالاری دینی، تأکید می‌کند که این روش امام خمینی در رابطه با ملت، روش حاکم در جمهوری اسلامی و یک مسئله بنیانی است. و حاکمیت ملت در حقیقت در چارچوب حاکمیت اسلام قرار دارد. و خارج از آن نیست؛ یعنی ملت می‌تواند هر چیزی را که مایل بود انتخاب کند منتها در چارچوب حلال و حرام، نه به صورت مطلق. و این چنین حاکمیتی به قوانین فاسد یا انحرافی در سطوح فکری و عملی و اقتصادی و سلوک فردی نمی انجامد. فلذا تأکید امام خامنه ای بر مردمسالاری کاملاً با آنچه امام راحل فرموده اند هماهنگ است. و اگر ما به قانون اساسی نظام اسلامی رجوع کنیم می‌توانیم به شکل مستقیم، نص صریح راجع به نقش ملت (که امام راحل مکرر در مکرر بر آن تأکید می فرمودند) را ببینیم. 
 
به عنوان مثال در قانون اساسی نظام اسلامی، در ماده اول آمده است:« حکومت ایران جمهوری اسلامی است که ملت ایران...در همه پرسی...با اکثریت 2/98% کلیه کسانی که حق رأی داشتند، به آن رأی مثبت داد.» 
 
پس این اصل تأکید می کند که ملت، صاحب حق انتخاب هستند. و در ماده 56 آمده است: «حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او، انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته. هیچ کس نمی تواند این حق الهی را از انسان سلب کند». یعنی این اصل تأکید می کند که به هیچ عنوان نمی توان ملت را به انجام کاری که نمی خواهند مجبور کرد یا با استبداد بر آنها حکم راند. 
 
در ماده ششم قانون اساسی امده است: «در جمهوری اسلامی ایران امور کشور باید به اتکاء آرای عمومی اداره شود، از راه انتخابات.» ضمناً برای آنکه قوانین متعارض با اسلام تصویب نشود و قانونیت نیابد، در ماده 72 قانون اساسی می گوید: «مجلس شورای اسلامی نمی تواند قوانینی وضع کند که با اصول و احکام مذهب رسمی کشور یا قانون اساسی مغایرت داشته باشد.» 
 
همه اینها نشان می دهد که منظومه ای که امام خمینی راجع به ملت مد نظر داشت این بود که ملت در قانون گذاری و جزئیات و اجرا، خود انتخاب کند، منتها ذیل شرع و در چارچوب شرع. ولی هیچ کس نمی تواند حق انتخاب ملت را لغو کند، حتی در مسئله انتخاب کردن ولی فقیه و موافقت با وی. 
 
و اینها دقیقاً همان چیزی است که امام خامنه ای مد نظر داشت وقتی از مردمسالاری [دینی] سخن گفت و در اصل بین آن و آنچه دموکراسی می خوانند تمایز قائل شد. یعنی الان امام خامنه ای در تعبیر از مردمسالاری در حال ارائه تفسیری از منظومه فکری امام خمینی است. مردمسالاری [دینی] با دموکراسی غربی متفاوت است. فرق اساسی بین آنها این است که مردمسالاری [دینی] بدین معنا ست که مردم هر چه می خواهند را انتخاب کنند و هر تصمیمی می خواهند بگیرند منتها ذیل اسلام و در چارچوب آن؛ ولی دموکراسی یعنی اینکه مردم مطلقاً هر چه خواستند انتخاب کنند و هر تصمیمی که خواستند بگیرند بدون آنکه ذیل چیزی یا در چارچوب چیزی باشد. از همین رو هیچ تعجبی ندارد که مجلس نمایندگان بریتانیا مثلاً انحرافات جنسی را قانونی می کند و برای آن قوانین خاص تصویب می نماید و برای حرکت در یک مسیر انحرافی، چیزی را تحت حمایت می‌گیردکه نتیجه اش تخریب و نابودی خانواده در اجتماع است و آثار خطرناک این امر در آینده به شکل نابودکننده ای آشکار خواهد شد. در حالیکه در نظام جمهوری اسلامی، مجلس شورای اسلامی می تواند در رابطه با خانواده هر قانونی که خواست تصویب کند منتها با در نظر گرفتن ضوابط خانواده و حفظ حالات شخصی افراد همانطور که اسلام بدان امر کرده است.


نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391| در ساعت 16:14 |
 


پایگاه خبری وابسته به یک عضو هیئت رئیسه مجلس در حرکتی سوال برانگیز اقدام به انتشار یادداشتی از ابوالفضل فاتح از مجرمین و فراریان فتنه 88 کرد.

 

سایت "خ.ا" در شرایطی یادداشت ابولفضل فاتح در محکومیت خواننده هتاک به اهل بیت را منتشر کرد که وی در ماجرای عاشورای سال 88 ضمن سکوت در مقابل فتنه گران از این حرکت توهین آمیز حمایت کرد بود.

 

 ابوالفضل فاتح از افراد مرتبط با انجمن اسلامی دانشگاه تهران طیف علامه، فراکسیون سنتی  را تشکیل می دهند که از طریق سرویس‌های جاسوسی غرب در ماجراهای سال 88 با سران فتنه ارتباط می گرفتند .

.  

محکومیت شاهین نجفی توسط ابولفضل فاتح در حالی صورت می گیرد که روز گذشته انجمن دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران که تحت نظارت وی فعالیت می کند  در اقدامی متناقض در حمایت از شاهین نجفی در نشریه این ارگان مطالبی منتشر کرده بودند

فاتح که هم اکنون به لندن گریخته است با مهدی هاشمی ارتباط  دارد.



نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391| در ساعت 16:13 |
 

راهپیمایی اعتراضی پس از نمازجمعه


رئیس شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی شهرستان‌های استان تهران از برگزاری راهپیمایی اعتراض به الحاق بحرین به عربستان در شهرستان‌های این استان خبر داد.


 حجت الاسلام سیدمحسن محمودی پیش از ظهر چهارشنبه در نشستی خبری به مناسبت برگزاری این راهپیمایی در جمع خبرنگاران گفت: با توجه به اینکه توافق ها در رابطه با الحاق بحرین به عربستان سعودی بین خاندان منحوس آل خلیفه و آل سعود صورت پذیرفته و نیز سرکوب شدید و وحشیانه اعتراضات بحرینی ها توسط نیروهای سعودی، مردم شهرستان های استان تهران در راهپیمایی انزجار خود را از این الحاق اعلام و آن را محکوم می کنند.

آغاز راهپیمایی از میعادگاه های نماز جمعه

وی افزود: مردم این شهرستان ها بعد از نماز جمعه ۲۹ اردیبهشت به طور همزمان از میعادگاه های نماز جمعه راهپیمایی خود را آغاز خواهند کرد.

رئیس شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی شهرستانهای استان تهران با بیان اهمیت این راهپیمایی، از مردم مؤمن و آزاده ایران اسلامی نیز خواست با حضور بیش از پیش در آن به حمایت از مردم مظلوم بحرین بپردازند.

وی عنوان کرد: قطعا حضور انبوه معترضان به این طرح ننگین موجب وحشت مجامع بین الملل و نیز دلگرمی مردم مظلوم بحرین خواهد شد.

عربستان با طرح دروغین اتحاد، درصدد تحمیل سلطه اش بر بحرین است

حجت الاسلام محمودی تأکید کرد: رژیم عربستان با طرح دروغین اتحاد، درصدد تحمیل سلطه خود بر بحرین و مردم منطقه است و این دعوت دروغین از سوی رژیمی صورت گرفته که در میان مردم خود هیچ محبوبیتی ندارد.
وی ادامه داد: چنین طرح هایی که رژیم های غیر قانونی و مستبد ارائه می دهند هیچ اعتباری ندارد؛ چگونه چنین رژیم هایی که از برقراری دموکراسی در داخل کشور خود ناتوان هستند، می توانند برای مردم منطقه دموکراسی به ارمغان بیاورند؟

رئیس شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی شهرستان های استان تهران تصریح کرد: این رژیم ها به درخواست آمریکا، درصدد هستند با اینگونه طرح ها مردم منطقه را در زیر یوغ ظلم، استبداد و دیکتاتوری باقی نگاه دارند.

وی اضافه کرد: در پرتو بیداری ملت های مسلمان و ظلم ستیز در کشورهای عربی، اسلامی و حتی اروپایی و آمریکایی و مطالبه آزادی و دموکراسی، مردم دیگر نمی پذیرند این دعوت ها را که به آنها تحمیل شده، قبول کنند.


نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391| در ساعت 14:26 |
 

پناهندگی رژیم صهیونیستی به «شاهین نجفی»

باخبرشدیم اسرائیل روز گذشته «شاهین نجفی» خواننده مرتد ایرانی رابه محلی نا‌معلوم در غرب آلمان منتقل کرده؟

رادیو اسرائیل ضمن حمایت گسترده از حرکت توهین آمیز خواننده رپ ایرانی نسبت به مقدسات شیعه، صدور حکم ارتداد وی توسط مراجع تقلید را حرکتی افراطی خواند و از انتقال وی به محلی نا‌معلوم در غرب آلمان خبر داد.

«منوشه امیر» که ظاهرا از حرکت ضد شیعی شاهین نجفی، خواننده شیطان پرست مقیم آلمان بسیار خشنود شده بود، آمادگی خود را برای پذیرایی گسترده از وی در «اورشلیم» اعلام کرد.

بعد از اعلام حکم ارتداد شاهین نجفی و ناراحتی شدید شیعیان از بی‌حرمتی وی به ائمه معصومین (ع)، پلیس آلمان برای حفاظت از جان این خواننده رپ، وی را به محلی نامعلوم در غرب آلمان منتقل ساخته که به نظر می‌رسد با توجه به حمایت‌های گسترده سران رژیم صهیونیستی از وی، نجفی به اسرائیل منتقل شود.



نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391| در ساعت 14:10 |
 

حمایت رضا پهلوی از خواننده هتاک به ساحت امام هادی ع
رضا پهلوی فرزند شاه مخلوع ایران با انتشار بیانیه‌ای در وب سایت خود، از خواننده توهین‌کننده به امام هادی‌(ع)، حمایت کرد

 سایت بالاترین به نقل از ربع پهلوی نوشت:صدور حکم قتل شاهین نجفی، هنرمند جوان کشورمان را شدیدا محکوم می نمایم و از جامعه بین الملل و تمامی آزادیخواهان جهان می خواهم در برابر این رفتار جمهوری اسلامی ساکت ننشیند و آنرا قاطعانه محکوم نمایند!..

 

ربع پهلوی ضمن اهانت به مقدسات شیعه و مراجع عظام تقلید ، مدعی شد : تعصبات مذهبی از یکسو، و سرکوب حقوق و آزادی های بدیهی و اولیه همچون آزادی اندیشه و آزادی بیان از سویی دیگر، بانی اصلی فلاکت و بدبختی! مردم کشورعزیزمان بوده است.


فرزند شاه مخلوع در ادامه ضمن نادیده گرفتن اعتراضات ملت شریف ایران نسبت به توهین به مقدسات مکتب تشیع ، در خواست مردمی برای برخورد با این خواننده هتاک را حاصل تفکر نظام جمهوری اسلامی عنوان کرده است.

ربع پهلوی در این بیانیه به نمایندگی از طرف جوانان ایرانی قالب ترانه را بهترین را مبارزه با نظام عنوان کرد.



نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391| در ساعت 14:6 |
 

رمزگشایی از زندگی سیدمحمد خاتمی
«سودای سکولاریسم» در هفت فصل به جریان شناسی سکولاریسم در ایران بر مبنای زندگی و کارنامه «سید محمد خاتمی»‌ به عنوان یکی از رهبران این جریان پرداخته است.
کتاب «سودای سکولاریسم» با زیر عنوان رمزگشایی از زندگی و کارنامه سید محمد خاتمی،  از سوی خبرگزاری فارس منتشر شد. ناشر در توضیح فصل های کتاب آورده است: «در فصل نخست با عنوان «سکولاریسم اسلامی»، مبانی نظری کتاب که در حقیقت عقبه فکری جریان برانداز در ایران است تبیین شده و سپس نگارنده طی نظریه «توحید و شرک در سیاست»، امکان و امتناع سکولاریزه شدن اسلام را از منظر بنیادی ترین اعتقاد اسلامی یعنی توحید،‌ بررسی کرده است. فصل دوم،‌ «فرزند آیت الله»،‌ به بررسی ویژگی های خانوادگی خاتمی، شرایط سیاسی دوران کودکی او،‌ روند تحصیلات،‌ چگونگی شکل گیری ایده جدایی دین از سیاست در ذهن خاتمی و نهایتا به نسبت او با انقلاب اسلامی و نقشش در رویدادهای پیش از انقلاب می پردازد. فصل سوم، «از کیهان تا کیان»، با بازگشت خاتمی از آلمان به ایران آغاز می شود. در این فصل خواننده با چگونگی رشد خاتمی در هرم قدرت نظام آشنا می شود.

فصل سوم، یک تئوری کلی برای تحلیل منازعات سیاسی در ایران پس از انقلاب به دست می دهد و به روایت این منازعات و نقش خاتمی در آنها نیز می پردازد. در همین فصل است که مخاطبان کتاب،‌ با جریان متبوع خاتمی نیز آشنا و همراه می شود. پایان فصل سوم، آغاز فاصله گرفتن خاتمی و یارانش از مبانی انقلاب اسلامی و تلاش های این طیف برای تئوریزه و عملیاتی کردن «سکولاریسم اسلامی» است. در مطلع فصل چهارم-‌ «آقای رئیس جمهور»- نویسنده به چگونگی کاندیدا شدن خاتمی در انتخابات هفتم ریاست جمهوری و علل پیروزی وی پرداخته و در ادامه، با ذکر مبانی نظری جریان اصلاحات،‌ رویکرد و عملکرد سیاسی خاتمی و دولتش طی سال های 76 تا 84 را مورد بررسی قرار داده است. در پایان فصل، علل ناکامی جریان اصلاحات در سکولاریزاسیون نظام ایران و تضعیف ولایت فقیه موشکافی شده است. «شال سبز» عنوان فصل پنجم است که به‌ روایت تحلیلی اقدامات خاتمی و جریان همسویش پس از پایان دوران حاکمیت اصلاح طلبان بر قوای مجریه و مقننه می پردازد و استناداتی درباره تدارک این طیف برای دست زدن به یک انقلاب رنگی در جریان انتخابات ریاست جمهوری دهم ارائه می کند. در ابتدای بخش مباحثی نظری درباره ماهیت انقلاب رنگی آمده و سپس تلاش های جریان سکولار با محوریت خاتمی برای زمینه سازی انقلاب رنگی مستند شده است. پس از آن، کتاب وارد روایت و تحلیل حوادث پس از انتخابات دهم و فتنه 88 می شود و این فصل با علل ناکامی جریان سکولار و پایان حیات سیاسی خاتمی در کالبد جمهوری اسلامی خاتمه می یابد.

مولف در فصل ششم،‌ به حاشیه هایی از زندگی سیاسی خاتمی پرداخته که بعضا با تردیدهایی همراه بوده اما چون استناداتی محکم داشته و یا از سوی خاتمی تکذیب نشده اند،‌ برای اطلاع خوانندگان بدانها پرداخته شده است. هدف فصل هفتم،‌ آسیب شناسی ضعف های موجود در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی است که در نتیجه آنها،‌ جریان سکولار و افرادی چون خاتمی ظرفیت و توان بحران سازی و فتنه انگیزی علیه سیستم را پیدا کرده اند و در صورت ادامه وضع موجود، پیدا خواهند کرد. آن ضعف های ساختاری تئوریزه شده اند و نویسنده در پایان، با ذکر خلاءهای سیستمیک مربوطه، ‌متخصصان و دانشجویان علوم سیاسی را به مطالعه علمی و ارائه راهکارهایی برای برطرف کردن آنها دعوت نموده است.

 جبرائیلی که سابقه خبرنگاری در روزنامه کیهان را دارد، در مقدمه کتاب آورده است:‌ «می توان گفت که «سودای سکولاریسم»‌در یک ژانر علمی-عمومی نگاشته شده است. به این معنی که شیوه نگارش و تحلیل مستند علمی در آن رعایت شده اما در عین حال کتاب به یک موضوع عمومی می پردازد. سعی کرده ام از سناریو نویسی اجتناب کرده و درباره رویدادهایی که سندی بر آن ندارم، خیالبافی نکنم؛‌ لذا خواننده این کتاب جملاتی چون «در جلسه ای محرمانه تصمیم گرفته و برنامه ریزی شد» را نخواهد دید و استنادات ما، و مبنای تحلیل هایمان، همه، هرآن چیزی است که برای یک محقق عادی نیز قابل دسترسی است. افزون بر این، خواننده این کتاب نه تنها شاهد سیر حوادث مذکور در آن است،‌بلکه تم و قالب کتاب به شکلی طرح ریزی شده که «خواننده مطلع» می تواند شواهدی فراتر از موارد مذکور در این مجلد برای تحلیل حوادث بیاورد؛ لذا خود تحلیل گر است و تکمیل قطعاتی از پازل، به عهده او گذاشته شده است».

این کتاب با قیمت 9800 تومان منتشر شده و خبرگزاری فارس برای خریدهای بالای 10 نسخه تخفیف ویژه قرار داده است.


نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391| در ساعت 12:16 |
 

تازه ترین اعتراف ضد انقلاب:
امکانات مالی و تشکیلاتی دانشگاه آزاد کاملا در اختیار موسوی بود
 

یک عضو گروهک ملی – مذهبی در مطلبی تصریح کرد که تمامی امکانات و تشکیلات دانشگاه آزاد در انتخابات سال ۸۸ در اختیار میرحسین موسوی بوده است.
تقی رحمانی که پس از فرار از ایران در فرانسه ساکن شده است در مطلبی که در سایت ضد انقلابی «روزآنلاین» منتشر کرد ،بر ضرورت ایجاد توان تشکیلاتی،ارتباطی و شناخت مخاطب در برهه کنونی توسط فرقه سبز تاکید کرد و نوشت: در عرصه قدرت اگر بخواهی تاثیرگذار باشی باید به اندازه اعتبار و نفوذ فکری، توان مالی و سازمان مناسب و میزان رابطه با مخاطبان حامی خود توجه کنی.
وی در همین زمینه و برای نشان دادن تجربه این موضوع به فضای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اشاره کرد و با تاکید برحمایت مالی و تشکیلاتی دانشگاه آزاد نوشت: در انتخابات ۱۳۸۸ تردید نباید کرد جدا از حمایت اقشار متوسط از موسوی و اقشار دیگری از کروبی، این امکانات مالی و تشکیلات دانشگاه آزاد بود که با حمایت از موسوی، امکان فعالیت فراگیر او را در ایران امکان‌پذیر کرد. همچنین این اعتبار خاتمی بود که در پشت موسوی قرار گرفت.
 لازم به ذکر است در ایام فتنه ۸۸ بسیاری از دلسوزان انقلاب نسبت به حمایتهای پیدا و پنهان دانشگاه آزاد از فتنه گران هشدار داده بودند.



نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391| در ساعت 12:15 |
 

چگونه بازیگر جنگ روانی "BBC" سر از "شرق" تهران در می‌آورد؟

روزنامه اصلاح‌طلب شرق در شماره روز چهارشنبه اش با یکی از چهره‌های ضدانقلاب که ارتباط نزدیکی با سازمان جاسوسی امریکا دارد، گفتگویی در خصوص تحریم‌های غرب علیه ایران انجام داده است.

 این روزنامه که به تیم رسانه ای نزدیک به هاشمی رفسنجانی تعلق دارد، تریبونش در خصوص مذاکرات هسته‌ای میان غرب و ایران و تحریم‌های یکجانبه غرب علیه کشورمان را به "مهرداد عمادی" اختصاص داده و از وی به عنوان "مشاور اقتصادی اتحادیه اروپا" یاد کرده است و البته از سمت واقعی‌اش نام نبرده است.

مهرداد عمادی گزارشگر بخش عملیات روانی سایت ها، نشریات و مهمتر از آن شبکه های تلویزیونی ضدانقلاب درباره تحریم های "کشنده" غرب است، وی در سال های اخیر ده‌ها ساعت برنامه در "بی بی سی فارسی" با عنوان مجعول "مشاور اقتصادی" اجرا کرده است تا جایی که در ماجرای تحریم نفتی ایران به صورت لحظه ای به روی آنتن این شبکه انگلیسی می آمد و از وضعیت اسفبار ایران پس از اعمال این تحریم ها سخن می گفت.

گفتگوی روزنامه‌ی شرق با عمادی عجیب نیست چراکه بسیاری از همکاران سابق روزنامه اصلاح طلب فعلی هم اکنون در کنار وی در اروپا و امریکا علیه ایران خبر سازی می کنند ولی بررسی کمی از حرف های وی در این روزنامه داخلی و اظهارات سابقش می تواند جالب باشد.

عمادی در نشست ضد انقلاب

این کارشناس اقتصادی اتحادیه اروپا در نشستی که با پرچم بدون "الله" ایران در هامبورگ آلمان برگزار می شد در کنار مسعود بهنود ضدانقلاب فراری و علی مزروعی نماینده مجلس ششم و ضدانقلاب فعلی نشستی با حضور دیگر عناصر فعال علیه ایران برگزار کردند.

این نشست که بهمن ماه سال گذشته برگزار می شد با قصد ایجاد امید در بدنه فعالین اپوزیسیون تحریم ها علیه ایران را وسیع و بسیار عظیم توصیف می کرد.

عمادی در این نشست نقش تئوریسین شکست های ایران را برعهده داشت و گفت: تحریم‌ها در ایران به روی سیستم و شرکت‌ها اعمال می‌‌شود،آنهم به خاطر رفتار غیر شفاف و همچنین پروژه پژوهشی اتمی‌ ایران، که به نظر غرب دیگر برای استفاده صلح آمیز نمی‌باشد!

عمادی در بی بی سی

وی البته آنتن شبکه سلطنتی انگلیس را قبضه کرده است و به هر بهانه ای مورد سوال خبرنگاران بی بی سی قرار می گیرد.

عمادی در گزارش های متنوع خود تحریم های غرب علیه ایران را یک پیروزی بزرگ می داند و تاکید می کند که با این تحریم ها کار ایران تمام است!

وی یکبار در این شبکه رسمی ضد ایرانی جمله‌ای تاریخی گفته بود: در مهرماه در ایران، گرسنگی در سطح کشورهای صحرای آفریقا خواهیم داشت.

مهرداد عمادی محروم شدن موسسه های مالی ایران از دریافت خدمات سویفت را "پایان راه" این کشور توصیف می‌کند و می‌گوید: در صورت اعمال چنین محدودیتی"تنها راه پیش‌روی ایران پرداخت نقدی خریدها در محل خرید و دریافت نقدی مبالغ، در محل فروش است که چنین کاری در معاملات بزرگ ممکن نیست و از سوی دیگر طرف معامله با ایران هم نگران شفافیت در تبادلات بانکی خود خواهد بود، چون دریافت نقدی مبالغ قراردادها در چارچوب نقل و انتقالات بین‌المللی پول، علامت سوالی بزرگ به شمار می‌رود."

او می‌گوید: "از روزی که کد سویفت از نهادهای مالی ایران گرفته شود، سیستم تجارت ایران دچار فلج شدید در تمام سطوح خواهد شد."

کارشناس سیا درشرق تهران

حالا مهرداد عمادی مورد سوال روزنامه شرق قرار می گیرد و وی تاجایی که جا دارد ایران را در موقعیت خطرناک و غیرقابل برگشتی می داند؛ شرق امروز اگر نسخه کاغذی بی بی سی فارسی نباشد دقیقا حرف های مورد علاقه اروپا و امریکا علیه ایران را منتشر کرده است.

مهمترین نکاتی که عمادی در شرق گفته را در زیر بخوانید:

*تحريم‌هاي انجام شده روي ايران اثر‌هاي مهمي داشته

*من پرصدمه‌ترين اثر تحريم‌ها را محروم شدن صنايع ايران از تكنولوژي پيشرفته روز مي‌دانم كه سبب شده صنعت ما در بعد بهره‌وري نيروي كار رو به جلو نرود و توانش براي رقابت با اقتصاد‌هاي ديگر در بازار‌هاي جهاني كم شود؛ بايد گفت ما از بسياري بازار‌ها حذف شديم.

*تحريم‌هاي وضع شده بيشتر بر زندگي روزمره مردم تاثير گذاشته چراكه با افزايش قيمت دلار، در واقع تاثير تحريم‌ها بر اقتصاد و معاش شهروندان ايراني است.

*باور شخصي من اين است كه اگر در نشست بغداد گام عملي و سريعي براي بيرون رفتن از بن‌بست برداشته نشود، شرايط فعلي هم ادامه نخواهد يافت و تحريم‌هاي بعدي تعيين مي‌شود.

*تمامي پروژه‌هاي انرژي ما كه شريك غربي، ژاپني و كره‌جنوبي داشته‌اند لغو شده‌اند و پس رفته‌اند. سيستم بانكي ايران از سيستم بانكي جهاني و سوئيفت جدا شده است. چين، ژاپن، اتحاديه، هند و حتي تركيه خريد نفت خود را از ايران كم كرده‌اند. ميزان نفت ذخيره ناخواسته كه نفت قابل صادرات است بالا رفته و ايران از تانكر‌ها به عنوان انبار نفت استفاده مي‌كند. توليد صنعتي بسيار پايين آمده و ما كاملا به بازار بدون رقيب براي كالا‌هاي چيني، هندي و مالزي تبديل شده‌ايم. ايران به عنوان يكي از توانمند‌ترين نيرو‌هاي جوان در جهان و يكي از ثروتمند‌ترين منابع زيرزميني امسال به گفته بانك جهاني و صندوق پول رشدي نزديك به صفر درصد داشته.



نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391| در ساعت 12:9 |
 

سنگ لحد نيز نتوانست اپوزيسيون را بيدار كند
«اپوزيسيون سالهاست كه تشييع جنازه مي كند بي آن كه بداند اين جنازه خود اوست. ما كاسه سرمان آن قدر زمخت است كه متأسفانه سنگ لحد نيز ما را از مردن مان آگاه نمي كند. ما مرده ايم چرا كه مرگ اپوزيسيون از نداشتن رابطه با مردم و نديدن واقعيت هاي زندگي و تفكر آنها و نداشتن نقش در مبارزات داخل كشور به وجود مي آيد.»

اين مطلب را گويانيوز به قلم ابوالفضل محققي از عناصر خارج نشين نوشت و تصريح كرد: اين مقاله نيست، دردنامه، است. ما اپوزيسيون پير شده ايم. من نيز فردي از همين اپوزيسيون هستم كه از مرز شصت سالگي گذشتم و هنوز از گذشت روزگار نياموخته ام. ممكن است ديگران بگويند آموخته اند. اما آن آموخته اي كه در عمل خود را نشان ندهد، يعني ادعا! 

وي اضافه مي كند ما به گونه اي اين چمدان هاي فكري خود را برداشته و خارج شده ايم و فكر مي كنيم هنوز بعد ۳۰ سال همان طراوت جواني و قديسيت را داريم. (لقبي كه اكثر روشنفكران بخود مي دهند و يا تصور مي كنند!) همراه اين چمدان يك آينه جادو نيز داريم! كه هر وقت در آن نگاه مي كنيم خود را جوان و زيبا مي بينيم مانند «تصوير دوريان گري». آينه اي كه عيب هاي ما را مخفي مي كند. خودخواهي فردي، گروهي، كم بضاعتي، پربها دادن به نقش خود و نديدن واقعيت ها را! اين آينه را با گذر زمان كاري نيست. ما گرفتار در خوديم. ما هر كدام گروه و طبقه اي را نمايندگي مي كنيم و نسبت به هر چيز تحليلي داريم اما در مثل مناقشه نيست! آيا مي شود سؤال كرد كه اين بحث هاي عريض و طويل ما كي تمام خواهد شد؟ 

در ادامه اين نوشته آمده است؛ هر كدام از ما وقتي پاي صحبت مي آيد از نمايندگي خلق صحبت مي كنيم. اما در عمل تمامي اين افت و خيزها بي حضور ما صورت مي گيرد و ما بدنبال آن كشيده مي شويم و چاره اي هم نداريم! ما تك تك چه اتوريته اي مي توانيم داشته باشيم؟ قلبم به درد مي آيد و زخم كهنه دهان باز مي كند، وقتي به واقعيت آنچه بين ما مي گذرد و آنچه در ايران مي گذرد نگاه مي كنم. سه سال رفت و آمد به ايران اين امكان را داد كه از نزديك زندگي، طرز فكر مردم را تا حدودي ببينم. براي برخي وقتي از آرزوهايمان و مبارزات خودمان مي گفتيم ما را سرباز ژاپني مي ناميدند! (براستي ما نيز سرباز ژاپني هستيم.) اين مقاله نيست، اين دردنامه است. سالهاست تشييع جنازه مي كنيم بي آنكه بدانيم اين جنازه خود ماست! اما كاسه سرمان آنقدر زمخت است كه متأسفانه سنگ لحد نيز ما را از مردن مان آگاه نمي كند! 

نويسنده گويانيوز اضافه مي كند: ممكن است براي بعضي ها اين حرف ها خنده دار و ساده لوحانه جلوه نمايد مخصوصاً آنها كه مدعي تراند. عيب ندارد. مي توان اگر عمر كفاف دهد، سي سال ديگر نشريه خود را بيرون دهيم و مانند مجاهدين در كمپي بزرگتر در اروپا و آمريكا رژه برويم و هر كدام رئيس باشيم با تاج هاي كاغذي. اما بايد يك روز جواب بدهيم. ته دل بسياري از ما براي حمله آمريكا و اسرائيل لك مي زند. روشنفكري بد دردي است بخصوص اگر در خارج از كشور باشي و روياهاي خود را به جاي واقعيت بنشاني. روياهائي كه اگر از واقعيت بيشتر از چند قدم فاصله داشته باشند به پشيزي نمي ارزند.



نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391| در ساعت 11:31 |
 

به اذعان واشنگتن پست :

طرح تحريم هاي ضد ايراني با شكست مواجه شد

روزنامه آمريکايي واشنگتن پست در سرمقاله امروز خود آورده است : بايد باور كنيم تحريم‌ها عليه ايران با شكست روبرو شده‌اند.


اين روزنامه به نقل از جفري گولدبرگ از نشريه آتلانتيك نوشت: ادعاهاي كاخ سفيد مبني بر اينكه ايران تحت فشار است و فعاليت هاي هسته‌اي آن كاهش يافته و منزوي شده‌ است پوچ و بي اساس مي‌باشد.
 

واشنگتن پست در ادامه به شكست تحريم ها عليه ايران اذعان كرده و يادآور شد : كمرنك شدن روابط تجاري ايران با آمريكا و اروپا به تحكيم روابط تهران با كشور هاي آسيايي منتهي شد بطوريكه هم اكنون تعداد شركاي تجاري ايران در آسيا بيشتر از شريكان اروپايي اين كشور است



نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391| در ساعت 11:23 |
 

بزرگترین خطر برای کشور به روایت باهنر
حوادث و رخدادهای روز کشور که عمدتا نیز چهره ای سیاسی دارند همواره مخاطبان فراوانی را به خود جلب می کنند. مخاطبان فراوانی که البته سعی می کنند مطالب خاص مربوط به این اخبار و روندها را از رسانه های مختلف رصد کنند و بخوانند.
اظهارات جدید روزنامه ایران درباره خبرگزاری مهر و توهین این روزنامه به نماینده مردم در مجلس، بزرگترین خطر برای کشور به روایت باهنر و خبر اسدالله عسگراولادی از یک هزار میلیارد دلاری که مردم ایران در دوران جنگ به جبهه ها کمک کردند از جمله مطالب ویژه ای هستند که روزنامه های امروز کشور آنها را منتشر کرده اند.

حوادث و رخدادهای روز کشور که عمدتا نیز چهره ای سیاسی دارند همواره مخاطبان فراوانی را به خود جلب می کنند. مخاطبان فراوانی که البته سعی می کنند مطالب خاص مربوط به این اخبار و روندها را از رسانه های مختلف رصد کنند و بخوانند.

آنچه که در ادامه می خوانید حاصل خبرخوانی مهر در لابه لای این مطالب ویژه در روزنامه های کشور و انتخاب خاص ترین آنهاست.
خبر شرق از احتمال تعطیلی پایتخت!
روزنامه شرق در مطلب مربوط به تیتر اول خود با عنوان "احتمال تعطیلی پایتخت" نوشت: گردوغبار قصه تکراری و هرروز ساکنان شهرها و روستاهای غرب و جنوب‌غرب کشور است. اما هر چند‌وقت یک‌بار باد که بیشتر می‌وزد خاک بلند شده از سرزمین‌های عربی تا قلب ایران و تهران ِ پایتخت هم می‌رسد.

شرق در ادامه گزارش خود همچنین می افزاید: در جلسه کمیته هماهنگی و نظارت موارد اضطراری آلودگی هوای تهران با تاکید بر اینکه شاخصه کیفیت هوای پایتخت به دلیل افزایش شدید غلظت آلاینده ذرات معلق در شرایط «هشدار» قرار گرفته است، تاکید شد که با توجه به تشکیل کانون جدید گردوغبار در عراق پیش‌بینی می‌شود هوای تهران برای امروز چهارشنبه در شرایط «اضطرار» قرار گیرد. این خبر را رسول علی اشرفی‌پور، مدیرکل محیط‌زیست استان تهران در این جلسه اعلام کرد. براساس پیش‌بینی‌ها غلظت آلاینده‌ها آنقدر بالا خواهد رفت که این مقام مسوول گفت: «انتظار داریم اتوبوس آمبولانس‌های اورژانس در میادین مهم شهر مستقر شوند».
 
در همین حال محمدرضا محمودی معاون عمرانی استانداری تهران نیز به فارس گفت: با نظر هواشناسی شدت آلودگی هوا طی روزهای آینده افزایش می‌یابد و در صورتی که به سلامت شهروندان ضرر برساند احتمال تعطیلی وجود دارد.
 
پیوند حلقه انحرافی با فتنه به روایت کیهان
روزنامه کیهان در یکی از خبرهای ویژه خود گزارش داد: ارگان دولتی رسانه ای حلقه انحرافی، بار دیگر پیوند این جریان نفوذی در دولت را با جریان فتنه سبز لو داد. انتشار گزارش مستند و تحلیلی روزنامه کیهان از «نیمه پنهان شهر کتاب» (10 و 11 اردیبهشت 91) واکنش های بسیاری را در رسانه های داخلی و خارجی برانگیخت. در حالی که انتظار می رفت تا رسانه ها و روزنامه های وابسته به «دولت» پس از افشاگری مفصل کیهان به مفاسد زنجیره ای در این حوزه فرهنگی حساسیت بیشتری نشان دهند، اما در کمال شگفتی روز دوشنبه (25 اردیبهشت) خبرگزاری دولتی «میراث فرهنگی» با انتشار گزارشی تحت عنوان «پلمب یکی از واحدهای شهر کتاب بعد از گزارش های کیهان» به دفاعی عریان از این موسسه که توسط کارگزاران فتنه سبز اداره می شود، پرداخت!

در این گزارش همچنین می خوانیم: روزنامه شرق نیز که روابط نزدیکی با حلقه انحرافی دارد، گزارش میراث فرهنگی علیه افشاگری کیهان را با سمت و سوی حمایت از حلقه انحرافی منتشر کرد.

گرد و خاک هم توطئه است؟!
وطن امروز در بخشی از سرمقاله امروز خود به قلم محمدمهدی تقوی پیرامون معضل گرد و غبار نوشت: در حالى که در دوران رژیم سابق بعث عراق، تهران و بغداد بزر گترین مشکلات را با یکدیگر داشتند اما لااقل براى جلوگیرى از خیزش ریزگردها از سوى دیکتاتور معدوم عراق کارهایى انجام مى شد ولى حالا که دولتى هماهنگ و هم راستا با ایران در این کشور حاکم است، ملت باید زجر تنفس گرد و خاک را تحمل کنند! این ضعف دستگاه دیپلماسى کشور است که به جاى پرداختن به این موضوع و پیگیرى توافقات به عمل آمده براى برطرف کردن این مشکل با « دولت بغداد »، به موضوعى که اصلا به آن ارتباطى ندارد و پرونده اش در دست شورایعالى امنیت ملی است یعنی « مذاکرات بغداد » مى پردازد. سازمان محیط زیست هم فقط توجیه مى کند که طرف عراقى توجهى به این مشکل نمى کند؛ پس باید ریه هاى مردم از گرد و خاک و بیمارستانها از بیماران تنفسى پر باشد؛ در حالى که این دیگر توطئه نیست!

اسدالله عسگراولادی: به جای یارانه نقدی باید اشتغال ایجاد کنیم
اسدالله عسگر اولادی  در مصاحبه با روزنامه جوان گفته است: امروز به جای پول دادن به افراد ضعیف جامعه به عنوان یارانه، باید برای آنها شغل ایجاد کنیم.
او همچنین گفته است: وقتی عراق حمله کرد و جنگ شروع شد، دارای دولت حدود 135 میلیارد دلار بود. اما آمارها نشان می دهد که در آن سالها یک هزار میلیارد دلار از خانه های مردم بیرون آمد تا جنگ اداره شد. حالا اگر ما ملت فقیری بودیم و چیزی نداشتیم، 135 میلیارد دلار دولت به چه دردی می خورد؟ پس، ثروت نباید ضد ارزش تلقی شود.

بزرگترین خطر برای کشور به روایت باهنر
محمدرضا باهنر در بخشی از سرمقاله تهران امروز با عنوان بزرگترین خطر برای کشور نوشت: معتقدم که چنانچه نمایندگان محترم مجلس نهم تمام هم خود را برای نظارت بر اجرای صحیح برنامه پنجم توسعه مصروف دارند بسیاری از معضلات کشور برطرف شده و نظام مدیریتی کشور به سامان خواهد گردید. در این میان، وظیفه مجلس علاوه بر تصویب قوانین، نظارت بر حسن اجرای قوانین نیز هست و این مهم جز با وجود هیات رئیسه‌ای قوی و کارشناس به وقوع نخواهد پیوست. مدیریت صحیح، عقلانی و کل نگر مجلس می‌تواند تضمین اجرای مر قانون باشد.
او همچنین گفته است: سیاست ‌گذاری موردی و و کوتاه مدت برای حل پروژه‌ای مشکلات مردم و همچنین عدم وجود سیاست اقتصادی مشخص برای اداره کشور از مهم‌ترین معضلات کنونی اقتصاد بیمار ایران است. محدود نشدن اقتصاد دولتی و اجرای ناصحیح سیاست‌های ابلاغی اصل 44 قانون اساسی موجب شده تا کمبود‌های اقتصادی ‏‌،‌گرانی و بیکاری ضربه شدیدی به قشر آسیب پذیر جامعه وارد کند. قانون هدفمندی یارانه‌ها در عین بسیاری از نکات مثبت آن در فرآیند اجرا، با برخی کاستی‌ها و پرداخت نشدن سهم بخش تولید می‌رود تا مشکلاتی برای کشور ایجاد نماید. نگرش‌های درست مدیریتی‏‏‏‏‏‏‏، توانمند‌سازی نیروی کار، ایجاد احساس امنیت در سرمایه‌گذاران و استفاده بیش از پیش از توانایی مردم تنها گوشه‌ای از دستورالعمل برنامه پنجم توسعه برای پیشرفت و تعالی اقتصادی ایران است. برنامه‌ای که اگر دولت و مجلس با تعامل با یکدیگر راه اجرای آن را هموار کنند قطعا اقتصاد کشور را به مسیر صحیح خود باز خواهد گرداند.

اظهارات ایران درباره خبرگزاری مهر: مهر تحت مدیریت سازمان تبلیغات اسلامی (نزدیک به قالیباف) است
روزنامه ایران در گزارشی با عنوان سیاه نمایی زنجیره ای علیه دولت، نوشت: خبرگزاری مهر که تحت مدیریت سازمان تبلیغات اسلامی است (نزدیک به قالیباف) نیز موضوعاتی چون استیضاح وزیر کار، نامه نگاری های سران قوا، حکم ملک زاده، موضوعات مختلف حول جریان موهوم انحرافی، اجرای فاز دوم هدفمندی یارانه ها و ... را از جمله محورهای تخریبی خود علیه دولت قرار داده است.

ایران همچنین با نقل تعدادی از تیترهای خبرهای مختلف خبرگزاری مهر نوشته است: "..." از جمله تیترهای بی شماری هستند که بر ادعای بی مهری های این رسانه ها مهر تأیید می زنند.
این روزنامه همچنین در بخشی از گزارش خود مربوط به سایت خبری جهان، میان تیتری استهزاء گونه درباره دکتر علیرضا زاکانی، نماینده مردم تهران و رئیس سابق سازمان بسیج دانشجویی کشور نوشت.
"حکمیت" یک کلاه گشاد بود!
ملت ما در مطلبی با روتیتر "کلاه گشادی که با حکمیت بر سر مجلس هشتم رفت"! به ماجراهای پیرامون سعید مرتضوی اشاره کرد.
نویسنده در بخشی از این مطلب می گوید: می توان به نوعی مدعی این موضوع شد که مجلس هشتم در این جریان گرفتار سناریویی شد که نتوانست پیروز و سربلند از آن بیرون آید و دولت با همکاری تعداد اندکی نمایندگان مجلس، کلاه گشادی را بر سر این قوه قانونگذاری گذاشت. کلاهی که در کارنامه کاری این دوره نیز اثرات منفی را به دنبال خواهد داشت.

نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391| در ساعت 11:4 |
 

فعالان فتنه در دانشگاه های کشور چه می کنند؟
ریشه های فتنه 88را شاید بتوان در سال ها قبل از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری جست وجو کرد ،در این فتنه به صورتی سازماندهی شده اصحاب فتنه با هم هماهنگ عمل کرده و هر جزئی کار خود را در کلیت فتنه به انجام رسانید.

فتنه شبانگاه 22خرداد و پیش از پایان انتخابات با بیانیه یکی از سران داخلی فتنه فاز عملی خود را آغاز کرد و در مناسبت های گوناگونی چون روز قدس ، 13آبان ، 16آذر و عاشورا بر جسارت خود افزود و سرانجام با قیام سراسری ملت مسلمان ایران در یوم الله نه دی به مرگ خفت باری منتهی شد .


آن چه که در این مقال می خواهیم بپردازیم شرح حال یکی از اصحاب دانشگاهی فتنه 88است .


حسین بشیریه در سال 1332 در همدان متولد شد. وی لیسانس خود را در رشته علوم سیاسی از دانشگاه تهران گرفت و سپس برای ادامه تحصیل به انگلستان رفت. در سال 1979 در رشته رفتارشناسی سیاسی از دانشگاه اسکس انگلستان فوق لیسانس دریافت کرد و در سال 1982 موفق به اخذ درجه دکترا در رشته تئوری سیاسی از دانشگاه لیورپول گردید.


حسین بشیریه یکی از متفکران سیاسی سکولار ایران بعد از انقلاب محسوب می شود و نشریه «لوگوس» از وی به عنوان پدر جامعه شناسی سیاسی در ایران نام برده است.(1)


وی استاد بسیاری از رجال و سیاسیون ایرانی دوران اصلاحات محسوب می شود. اشخاصی نظیر حجاریان و تاجزاده از مکتب فکری وی سیراب شده و گروهی نیز معتقدند علت اصلی دگردیسی چپ های جوان در اوایل دهه 70راباید شخص حسین بشیریه شمرد .


در این دوران و با شکل گیری کیان و سلام عبدالکریم سروش از سویی و حسین بشیریه از جانب دیگر خطی را ترسیم کردند که از قبض و بسط شریعت شروع و تا توسعه سیاسی ادامه یافت. مفاهیم وارداتی از سوی سروش، با اشعاری از مولوی و غزالی رنگ و لعاب می یافت و از سوی بشیریه لیبرالیسم به عنوان مکتبی گریز ناپذیر توصیه می شد.


این فرآیند گرچه خروجی هایش بعدها به عنوان پیشنهادات به رئیس جمهور وقت با بایکوت مواجه شد و به استعفاهایی در این مرکز انجامید اما در پروسه انتخابات دوم خرداد وقتی ظهور یافت منجر به تشکیل اصلاح طلبان شد و دولتی در طول هشت سال حاکمیت خود، با بروز عینی و عملی انواع دگردیسی های فکری چپ های جوانی که خود اینک در قامت یک مدیر و یک مسئول درآمده بودند، مواجه شد.


در حقیقت می توان گفت، جریان چپ در دوره اول حضور خود در مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری با تمام وجود به لیبرالیسم شانه زد و در دوران حاکمیت خود از طرح فتح سنگر به سنگر گرفته تا نظریه فشار از پایین، چانه زنی در بالا، حاکمیت را مورد تعرض های بی شماری قرار داد. به گونه ای که در تدقیق برخی تلاش های فکری خطوطی همچون تلاش برای تکثر گرایی افسارگسیخته، یگانه انگاری ریشه مشروعیت و مقبولیت، نگرش لیبرالیستی به پدیده مشروعیت، گرایش لیبرالیستی در تبیین ماهیت حکومت دینی، نفی ایدئولوژی درعرصه قانون گذاری و ... را همگام با کارکردهای سیاسی برای رسیدن به دمکراسی منهای روحانیت که در تأملات راهبردی حزب مشارکت با وضوح بیشتری نمود یافت، می توان شاهد بود.(2)


رفتارها و نظرات بسیاری از سران جبهه مشارکت مانند سعید حجاریان را باید در تفکرات حسین بشیریه جست وجو کرد. شخصی که اگرچه شاگردانش شروع کننده جریان اصلاحات بودند اما خودش همیشه نقش پشت پرده را ایفا کرده است.
 

بشیریه یکی از عناصر پشت پرده و از نویسندگان برنامه چهارم توسعه است. باور این موضوع شاید به نظر سخت بیاید که در برنامه چهارم توسعه قسمت هایی مبنی بر لزوم رابطه با رژیم صهیونیستی گنجانده شده بود.
 

وقتی دکتر بشیریه ترجمه خود از لویاتان اثر مشهور توماس هابز را منتشر کرد، سعید حجاریان در مقاله ای در روزنامه ایران از این کار استاد خود استقبال فراوانی کرد. این اثر مشهور اولین شرح جامع درباره دولت مدرن و ویژگی های آن است که مهمترین ویژگی دولت مدرن را « جدایی دین از سیاست » معرفی کرده است.


یک سال قبل از انتشار ترجمه این اثر در سال 1379 بشیریه در جلسه ای در دفتر مطالعات و تحقیقات وزارت کشور، اسم تئوری خود را گفت: « ایران راهی جز توسعه سیاسی ندارد و توسعه سیاسی هم معنایی جز دموکراتیزاسیون ندارد.»
 

براساس اطلاعات منتشر شده در سایت مرکز بین المللی محققان ویلسون، حسین بشیریه از جمله افرادی است که با هاله اسفندیاری در مرکز مطالعات خاورمیانه این موسسه همکاری داشته است. (3)


حسین بشیریه طی تالیفات و ترجمه های متعدد خود اندیشمندان غربی و تفکرات آنان مانند یورگن هابرماس را به دانشجویان خود معرفی می کند و همواره در تلاش است نشان دهد اگر ایران بخواهد وارد جهان نو شود چاره ای جز «اصلاحات از بالا» ندارد. بشیریه آن قدر هابرماس را موجه جلوه داده بود که جریان اصلاح طلب و دانشجویان بسیاری با او دیدار کردند و از نزدیک شنونده سخنان کسی شدند که بشیریه در سال 75 با ترجمه کتاب «نقد در حوزه عمومی» او را به دانشجویان معرفی کرده بود. در سال 1381 بشیریه کتاب مهمی با نام « دیباچه ای بر جامعه شناسی سیاسی در ایران / دوره جمهوری اسلامی » منتشر می کند که در این کتاب پس از تحلیل طبقاتی و سیاسی دولت جمهوری اسلامی آن را در قالب سه دوره تاریخی تقسیم بندی می کند:


1- دولت ایدئولوژیک جامع القوا ( دولت میرحسین موسوی از 60 تا 68)
2- دولت دموکراسی صوری ( دولت هاشمی رفسنجانی از 68 تا 76)
3- دولت شبه دموکراتیک ( دولت خاتمی )
 

بشیریه در جمع بندی این کتاب به اصلاحات سیاسی و فرآیند گذار به دموکراسی می پردازد و چنین می گوید: «جریان اصلاحات سیاسی در ایران از همان آغاز(1376) با واکنش های ضد اصلاحی روبرو گردید. ضدیت با اصلاحات به طور مستقیم و
غیر مستقیم مبتنی بر نظریه پردازی هایی است که به شیوه رمانتیکی به تقدیس جنگ و خشونت می پردازد و با دموکراسی و جامعه مدنی و لیبرالیسم سر ستیز دارند.


از دیدگاه چنین نظریه پردازانی ایدئولوژی بالاتر از هر قانونی است و نمی توان با ابزار قانون آرمان های ایدئولوژیک را محدود کرد. حتی خشونت به عنوان مقوله ای مهم در فلسفه سیاسی اسلام مورد تاکید قرار می گیرد.»


خواندن این کتاب می تواند به شما بگوید که به زعم سکولار بودن بشیریه، دولت های آینده جمهوری اسلامی چه شکلی و دارای چه ظرفیتی هستند.


بشیریه در مقاله ای با نام « زوال هویت سیاسی، غروب ایدئولوژی های هویت ساز» معتقد است : « ایدئولوژی انقلاب اسلامی پس از انتقال کامل قدرت به گروه های اسلام خواه و خذف گروه های لیبرال از عرصه قدرت، مجموعه ای از هویت ها و خودفهمی ها را ارائه کرد. در نتیجه مفاهیمی چون امت اسلامی، ملت اسلامی، جمهوری اسلامی، وحدت امت و جهان اسلام در مقابل غرب و غیر اسلام بر کل ارتباطات سیاسی و عمومی غلبه یافت و عرصه برای ظهور هویت های دیگر تنگ شد.
زمانی که فرمالیسم مذهبی در عرصه عمومی و سیاسی و در سطح ادارات و مدارس گسترش یافت، کوشش برای هویت سازی اسلامی و گسترش مذهب به عنوان جزئی از سیاست عمومی و اجتماعی حکومت اسلامی شد.


در نتیجه ناسیونالیسم ایرانی به شکلی که در ادبیات فارسی به ویژه در آثار فردوسی و حافظ و خیام عرضه می شد، مورد بی مهری قرار گرفت! »


بشیریه معتقد است گسترش مذهب در کنار حکومت داری باعث جلوگیری از پیشرفت حکومت می شود و می خواهد هر چیزی را جایگزین مذهب کند چرا که هیچ چیز به اندازه دین تاثیر ندارد و حال چه چیز بهتر از مطرح کردن مسئله ایران و ایرانی بودن.


بشیریه قرن بیست یکم را قرن گذار قطعی جهان به دموکراسی و ظهور دموکراسی جهانی می داند. و در مقاله ای تحت عنوان « نقش نخبگان در گذار به دموکراسی» چنین می گوید: « تجربه تاریخی نشان می دهد که در واقع گذار به دموکراسی صرفا از بالا اتفاق افتاده است یا از طریق تحمیل دموکراسی!! و هرگاه طبقات پایین وارد عرصه سیاست شدند دست کم در آغاز کار نه به سوی دموکراسی بلکه بسوی استقرار نوعی استبداد انقلابی رفته اند.»


در اینجا می توان این سئوال را از بشیریه پرسید که تحمیل دموکراسی همان دموکراسی در عراق و افغانستان است که تحمیل شد؟ آیا دموکراسی مورد نظر ایشان برای ایران هم همین گونه است؟
 

البته از فردی مانند بشیریه که سال های طولانی در انگلیس و در دانشگاه های انگلیس استعمارگر مشغول به تحصیل بوده است و تحت تاثیر اندیشه های انگلیس قرار گرفته است، بیش از این هم نمی توان انتظار داشت.
 

چنان چه گفته شد حسین بشیریه طی دو دهه اخیر با تالیف و ترجمه بیش از صد عنوان کتاب و مقاله جایگاهی عمیق و موثر در تغییر اندیشه سیاسی برخی نخبگان مانند حجاریان و جریان به اصطلاح روشنفکری و همچنین ترویج دموکراسی و مفاهیم مدرنیته داشته است.


نکته قابل توجه در اینجا آن است که اکثر کتاب های بشیریه در کلاس های رشته علوم سیاسی توسط شاگردان بشیریه تدریس می شود و منابع کنکور کارشناسی ارشد هم از کتب بشیریه می باشند و این گونه اکثر دانشجویان این رشته با این سهل انگاری وزارت علوم و گروه های تدوین و معرفی کننده کتب درسی دانشگاه ها، با مبانی سکولاریستی، لیبرالی و افکار ضد نظام جمهوری اسلامی آشنا شده و در نهایت به افرادی نظیر سعید حجاریان و ... تبدیل شده یا اینکه جبهه ای به مانند دوم خرداد را شکل می دهند.(4)


بی شک حضور فعالان و اصحاب فتنه در دانشگاه ها با اهداف عالی نظام مقدس جمهوری اسلامی در سامان دادن به وضعیت علم و دانش در کشور سازگار نیست ، از این رو است که وزیر علوم چندی پیش بر این نکته تاکید کرد که فعالان فتنه 88 حق ورود به دانشگاه ها را ندارند .


نوشته ها و تالیفات این اشخاص همچنان در دانشگاه های کشور تدریس می شود و ذهن و قلب جوانان ایرانی را با علوم وارداتی غرب آلوده می کند .


وزیر علوم بایستی به این نکته توجه ویژه داشته باشد که تدریس کتاب ها و نوشته های فعالان فتنه در دانشگاه ها تاثیری به مراتب بدتر از حضور این اشخاص در دانشگاه ها دارد .


بشیریه در دوران تدریس خود در دانشگاه تهران بیش از 15 کتاب و ده ها مقاله نوشته است . از جمله آثار وی می توان به این کتاب ها اشاره کرد: انقلاب و بسیج سیاسی، جامعه شناسی سیاسی، تاریخ اندیشه سیاسی در قرن بیستم [جلد اول: اندیشه مارکسیستی و جلد دوم: اندیشه لیبرالی و محافظه کاری]، دولت عقل، جامعه مدنی و توسعه سیاسی در ایران، نظریه های جدید در علم سیاست، جامعه شناسی تجدد، دولت و جامعه مدنی، نظریه فرهنگ در قرن بیستم، موانع توسعه سیاسی در ایران، درآمدی بر جامعه شناسی سیاسی ایران: دوره جمهوری اسلامی و گذار به دموکراسی: مباحث نظری . (5)


وی که برای گذراندن یک دوره مطالعاتی عازم آمریکا شده بود بعد از بازگشت به کشور به علت غیبت غیرمجاز اجازه تدریس در دانشگاه تهران را پیدا نکرد تا دوباره به آمریکا بازگشته و در دانشکده علوم سیاسی دانشگاه سیراکیوز نیویورک مشغول به تدریس شود .


در همین روزها بود که یکی از وبلاگ های خارج کشور آدرس صفحه ای در اینترنت مربوط به «بنیاد ملی برای دمکراسی» ( NED ) را ارائه کرد که لیست همکاران این بنیاد با اسم و رسم و فعالیت های داخلی و بیرونی شان نیز درج شده بود. حسین بشیریه یکی از این اسامی بود .


این سایت در شرح حال بشیریه نوشته بود «... او در طی فعالیت پژوهشگرانه خود در NED (بنیاد ملی برای دموکراسی) در زمینه نقش مخالفت های سیاسی در حرکت از «موقعیت های انتقالی» به «انتقال عملی» در مقایسه با انتقال های دمکراتیک موفق یا ناموفق ربع پایانی قرن بیستم، تحقیقات عمیقی را ارائه کرده بود...»


به نظر می آید بازگشت سریع السیر وی به آمریکا پس از ناامیدی از حضور در دانشگاههای ایران و القاء تز انقلاب مخملی و براندازی نرم در ذهن دانشجویان (که علنا به عنوان تخصص وی در وب سایت NED آمده است) چندان شگفت انگیز نباشد.
 

لوموند دیپلماتیک در شماره ژوئیه 2007خود در باره بنیاد ملی برای دموکراسی می نویسد: «از سال 1950به این سو جنگ های «کثیفی» که سازمان مرکزی اطلاعات آمریکا (سیا) براه انداخته، همواره نقل گزارش ها بوده و هنگامی که فاش گردیده گاه در خود ایالات متحده هم رسوائی به بار آورده است. رئیس جمهور رونالد ریگان با ایجاد بنیاد ملی برای دمکراسی، واشنگتن را از ابزاری برخوردار ساخته که کمتر از سیا به چشم می خورد و به ویژه کمتر محل بگومگو بوده است. اما هدف همان است: «بی ثبات کردن حکومت هایی که دوست ایالات متحده به شمار نمی آیند از طریق فراهم آوردن پول برای مخالفان...»


در بخش دیگری از مقاله فوق به نقل اظهارات آلن واینشتاین (نخستین رئیس بنیاد ملی برای دموکراسی) در روزنامه واشنگتن پست به تاریخ 22سپتامبر 1991 آمده است: «... بیست و پنج سال پیش از این، بخش بزرگی از آنچه را که ما امروز به آن دست می زنیم سازمان مرکزی اطلاعات (سیا) مخفیانه انجام می داد...»(6)


جامعه شناسی فتنه با زبان بشیریه


بشیریه در گفت وگوی تفصیلی خود با مجله اینترنتی «لوگوس» پس از ارزیابی شرایط قبل و حوادث پس از انتخابات ایران، در نهایت خلاصه کلام خویش را چنین بازگو می کند که«منتظری با رهبری جنبش سبز می تواند نقش مهمی در بسیج مردم ایفا کند»


وی قبل از بیان پیشنهاد خود نیز ضمن تاکید بر آنکه در حرکت های اعتراضی، افراد و دیدگاه های رادیکال، جای میانه رو ها را می گیرند و در نتیجه اعتراض به یک موضوع مثل انتخابات، مبدل به زیر سوال بردن کلیت ساختار حکومت خواهد شد، تلویحا منتظری را فردی رادیکال معرفی کرده و غایت پیشنهاد خود را نیز به چالش کشیدن اصل نظام و تلاش برای تغییر در ساختار حکومت معرفی می کند.


اما پیشنهاد تاریخی حسین بشیریه از آن رو حائز اهمیت بسیار است که وی در یکی از مهم ترین اثرات مکتوب خویش با عنوان جامعه شناسی سیاسی، که از منابع مهم شناخت اندیشه ی وی نیز محسوب می شود، در وصف علل پیدایی جنبش های فاشیستی به نکته مهمی اشاره دارد:«در وضعیت هایی که فرد از نظر روانشناختی احساس امنیت خود را از دست می دهد و برای جبران امنیت از دست رفته به دامن قدرت پناه می برد، جنبش بسیج توده ای و رهبری و ایدئولوژی فراگیر جاذبه پیدا می کند. جنبش فاشیستی از لحاظ روانشناختی مبتنی بر تیپ شخصیتی اقتدارطلب است که هم سلطه جو و هم اطاعت پذیر است»


با این وصف، ناگفته پیداست که بنا بر نظریات پیشین بشیریه، وی با پیشنهاد خویش به جنبش سبز درباره رهبری منتظری و بسیج توده ها، خواسته یا ناخواسته سرانجامی بهتر از تبدیل شدن این جنبش به جنبشی فاشیستی را پیش بینی نمی کند، نکته ای که از اشاره مستقیم به آن ابا دارد اما مرور نظریات گذشته وی حاکی از چنین وضعیتی است و گویا وی شخصیتی بهتر از آقای منتظری را در ذهن خود نمی یابد که با شاخصه های اقتدارطلبی و سلطه جویی تقارن حداکثری داشته باشد.


هر چند امروز آقای منتظری در قید حیات نیست تا نظریه بشیریه جامه عمل بر خود بپوشد ولی کلیت نظرات وی را می توان مورد تحلیل و ارزیابی قرار داد و مصادیق نقش چندانی در تحلیل کلیت موضوع نمی تواند داشته باشد . اما آنچه که باید بیش از همه مورد دقت قرار گیرد، دقت در کلیت گفتمان و اندیشه بشیریه و نسبت آن با پیشنهاد اخیر وی است. همان طور که اشاره شد از بشیریه به عنوان تئوری پرداز اصلی اصلاح طلبان پیرامون چگونگی وصول به جامعه مدنی و از همه مهم تر آرمان لیبرال دموکراسی یاد می شود و نوشتارها و تحلیل های خود و دیگر شاگردانش نیز طی دهه گذشته جز نقد وضعیت موجود و ارائه راهکارهای مختلف جهت نیل به هدف مذکور نبوده است اما وقتی که سرانجام وی پس از سال ها تلاش در این زمینه، غیرمستقیم غایت و انتهای جنبش سبز را در وصل به فاشیسم جستجو می کند، آیا می توان از دل این تناقض آشکار که میان دموکراسی و فاشیسم خودنمایی می کند، معنایی جز شکست نظری اصلاحات در ایران را برداشت نمود؟! شکستی که اگرچه نحله های نخستین آن را از دوره دوم ریاست جمهوری خاتمی می شد به نظاره نشست اماگذر زمان نیز به تسریع آن مدد رساند و امروز تلاقی جالبی میان شکست نظری و عملی این گفتمان در ایران بوجود آمده است و سرانجام پدر دموکراسی خواهی در ایران، ناچار به ارائه پیشنهادی به همفکران خویش است که خود در وصف فاشیسم در کتاب جامعه شناسی سیاسی خویش، آن را افراطی، اقتدارطلب، ضد دموکراتیک، ضد لیبرال، ضد سرمایه داری، ضد مدرنیسم و... می داند و معتقد است در آن دموکراسی فاسد و تباه خواهد شد چراکه درونمایه اصلی فاشیسم، همان محافظه کاری سنتی است.(7)


وی در بحبوحه تحرکات اغتشاشگران در این مصاحبه موضوع دور خوردن موسوی، خاتمی و کروبی را نیز پیش بینی و تحلیل کرد. بشیریه گفت: «معمولاً در تداوم حرکت های اعتراضی، افراد ودیدگاه های قاطع و رادیکال تری جای رهبران محتاط و میانه رو را خواهند گرفت. در آن صورت، ایدئولوژی و شعارهای این جنبش نیز به جای اعتراض به نتیجه انتخابات به اعتراض و زیر سؤال بردن کلیت ساختار حکومت بدل خواهد شد». بشیریه بر همین مبنا این گونه تحلیل می کند:« تاکنون موسوی، کروبی و خاتمی این حرکت را با احتیاط رهبری کرده اند اما برخی شخصیت ها از جمله آیت الله منتظری با انتقادهای تندتری عملاً حکومت را فاقد مشروعیت دانسته و شورش علیه آن را موجه اعلام کرده است.»


بشیریه که جایگاه ویژه ای در بین مخالفان حاکمیت نظام دینی و اپوزیسیون ضد نظام وابسته به غرب دارد در ادامه این مصاحبه ضمن ارائه یک راهکار، به فعالان این جنبش برای توفیق در براندازی توصیه می کند:« جنبش فعلی برای تبدیل شدن به یک حرکت تعرضی باید ایدئولوژی یا مرام خود را از گرایش های تئوکراتیک نهفته در قانون اساسی فعلی جدا کند و این موضوعی است که رهبران فعلی معترضان (موسوی، خاتمی و کروبی) از آن اکراه دارند». او تصریح می کند که بهترین اقدام برای پیروزی جنبش، ایجاد ناآرامی در کشور است، به گونه ای که حاکمیت، قدرت کنترل اوضاع را از دست بدهد.


همان گونه که پیداست، بشیریه با بیانی تخصصی از مخالفان می خواهد از «گرایش های تئوکراتیک قانون اساسی» یعنی وجه اسلامی و دینی حاکم بر این قانون عبور کنند و این خود دلیل دیگری بر حاکمیت تفکرات لائیک و سکولار بر این جنبش است. از دیگر سو، حمایت کامل توده ای ها از آشوب طلبان و خوش بینی تام آنها نسبت به این تحرکات شاهد دیگری بر ماهیت لائیکی و سکولاریستی جنبش است. وابستگان نحله فکری حزب توده بارها اعلام کرده اند:« مبارزان توده ای نیز به سهم خود، انبوهی از دانش و تجربه دارند که می توانند در خدمت این انقلاب سبز قرار دهند.»(8)


تئوری پرداز ترورهای سیاه
آبان ماه 1382، «دفتر مطالعات سیاسی وزارت کشور» به درخواست «عبدالواحد موسوی لاری» (وزیر وقت کشور) پروژه ای مطالعاتی را پیرامون «گذار به دموکراسی» تعریف کرد که اجرای آن طی قراردادی رسمی، از سوی معاون وزیر به «حسین بشیریه» سپرده شد. او در 26آبان 1382 چکیده سندی رسمی را به «دفتر مطالعات سیاسی وزارت کشور» در 8 صفحه ارائه داد که ابتدا برای بهره برداری محدود «رئیس جمهوری»، «مجلس شورای اسلامی» و «وزارت کشور» تهیه شد. بشیریه در این سند صراحتا می نویسد که «هدف از این پژوهش یک مطالعه نظری نیست، بلکه عرضه راهبردهای کاربردی، شیوه های عملی و قابل اجرا برای تحقق گذار به یک نظام دموکراتیک است.« وی با اشاره به «ضعف شیوه های اصلاح طلبی» موجود به عنوان یکی از اصلی ترین موانع «گذار» به پیچیدگی این فرآیند اشاره می کند و می گوید رژیم جمهوری اسلامی از جنس رژیم های اروپای شرقی نیست که با مدلهای کلاسیک از پای درآید. بشیریه مطالعات خود را برای پیشبرد پروژه «فروپاشی» روی امواج 4گانه بحران (بحران مشروعیت، همبستگی، کارآمدی و سلطه) متمرکز ساخت. فرآیند تدوین نقشه عملیاتی «گذار به دموکراسی» در وزارت کشور دولت اصلاحات در 4 مرحله زیر نظر «حسین بشیریه» و با همکاری 4 پژوهشگر دیگر، از آبانماه 1382 تا آذرماه 1383 به طول انجامید و فقط در 1 مورد، 25 میلیون تومان هزینه این دستورالعمل 100صفحه ای شد.


در این دستورالعمل، بشیریه توصیه کرد که در صورت شکست اصلاح طلبی، باید به سوی ایجاد «بحران سلطه» (فلج کردن سیستم عصبی حاکمیت) رفت و در همین نقطه، باب نظریه پردازی برای ترورهای سیاه را گشود. او با کپی برداری از کتاب «موج سوم دموکراسی» نوشته «ساموئل هانتینگتون»، نوشت اصلاح طلبان برای فروپاشی رژیم غیردموکراتیک و در «فرآیند گذار» باید به سوی «تشکیل نیروهای نظامی رقیب درون کشور یا در کشورهای همسایه بروند، هسته های مقاومت چریکی و شبه نظامی بر ضد رژیم را پدید آورند، در میان نیروهای مسلح و ارتش شکاف اندازند، چنددستگی های اجتماعی را به درون نیروهای نظامی نیز گسترش دهند و حتی بخشی از ارتش را به شورش علیه رژیم غیردموکراتیک ترغیب کنند. با همه این اوصاف و تعجب آور آن که این «نقشه عملیاتی» با مجوز «وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی» در قالب کتابی توسط نشر «نگاه معاصر» روانه بازار کتاب شد!(9)


منابع در دفتر روزنامه کیهان موجود است .



نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391| در ساعت 11:2 |
 

توجه به زندانیان فتنه،ماموریت تاج زاده به سید محمد خاتمی
'سید محمد خاتمی' در ادامه پروژه حمایت از زندانیان فتنه ارسال پیام تبریک به مناسبت سالروز تولید این زندانیان را در دستور کار خود قرار داده است.

 

"سید محمد خاتمی" در ادامه پروژه حمایت از زندانیان فتنه ارسال پیام تبریک به مناسبت سالروز تولید این زندانیان را در دستور کار خود قرار داده است.

در همین راستا خاتمی با انتشار پیامی سالروز تولد " مسعود باستانی " یکی از زندانیان فتنه ۸۸ را تبریک گفت.


سید محمدخاتمی ضمن تبریک این مناسبت، از زندانی شدن همسر وی مهسا امرآبادی که او نیز از روزنامه نگاران ضد انقلاب نیز می باشد و چندی پیش در محاکم قضایی به جرم فعالیت تبلیغاتی علیه نظام از طریق مصاحبه با شبکه های ضد انقلاب به حبس محکوم شده است ، ابراز تاسف کرد.


گفتنی است این اقدام از سوی خاتمی در حالی صورت می پذیرد که بنا بر گفته منابع مطلع وی بنابر درخواست تاج زاده و در جهت جلوگیری از بریدن زندانیان فتنه ،اقدام به سرکشی به خانواده های آنان و نیز صدور پیام برای این افراد می کند.

نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391| در ساعت 10:58 |
 

تحلیلی از پروژه "اهانت به امام هادی"
اوایل سال گذشته بود که در شبکه ی اجتماعی فیس بوک صفحه ای به نام "کمپین یادآوری امام نقی به شیعیان" ایجاد شد. نام و اثری از ایجادکنندگان صفحه وجود نداشت ولی در جایی نوشته بودند: "کاری است از جوانان ایرانی گمنام اما خلاق در سراسر دنیا و دیگر هیچ"
در مرامنامه ی خودشان هم نوشته بودند: "ما نه به سفارتخانه‌های خارجی وابسته هستیم و نه در پایگاه اشرف زندگی می‌کنیم. نه از اسرائیل و عربستان پول می‌گیریم و نه آمریکا برای ما امکانات فراهم کرده است."
با این که معلوم نبود چه کسانی بودند ولی رک و روراست قسمتی از هدفشان را گفته بودند: "هدف شکستن تابوی تقدس دروغین دین اسلام است با زبان طنز."
کارشان را شروع کرده بودند. دهن کجی و توهین های زننده ای که خشم هر انسان دیندار و یا آزاده ای را بر می انگیخت. خودشان هم نوشته بودند: "این صفحه به مبارزه با خرافه پرستی در ایران اختصاص دارد. اگر شما شیعه ی متعصب هستید ممکن است مطالب این صفحه شما را آزار دهد."
عصاره ی بسیاری از شبهاتی که در زمینه ی اسلام به گوش هر مسلمانی خورده بود را در طنزهایشان آوردند. جسارت کردند و با تمسخر نوشتند: " قال امام نقی: هیچ کس و هیچ چیز آنقدر مقدس نیست که نتوان با آن شوخی کرد."
این هتاکی ها همچنان ادامه دارد...
در ابتدا شاید این اقدام به "شیطنت یک مشت آدم ضد مذهب" تعبیر شود ولی با عمیق شدن و دقت در موضوع به یک طراحی هوشمندانه و زیرکانه می رسیم که در بستر خاصی از زمان اهداف فراوانی را پی گرفته است.
در ذیل، ضمن پاسخ به چند سوال این اهداف را مورد بررسی قرار می دهیم.
۱- چرا باید به اعتقادات و مقدسات مسلمانان توهین شود؟
پس از انقلاب شکوهمند اسلامی ایران و به دنبال شکست تفکر مارکسیسم، قطب ایدئولوژیک دیگری با نام اسلام ناب محمدی در مقابل لیبرالیسم غرب سر برآورد. پس از به وجود آمدن این دوقطبی ایدئولوژیک، دنیای غرب (غرب ایدئولوژیک و نه غرب جغرافیایی) با شیوه های بسیار گوناگون به تقابل با تفکر اسلام راستین پرداخت تا مگر بتواند این ایدئولوژی را منزوی ساخته و از صحنه ی رقابت خارج کند و مانند دهه های پیش با کمترین مزاحمت به استعمار، ظلم و زیاده خواهی خود در سطح جهان ادامه دهد. اما به لطف خداوند روز به روز به طرفداران اندیشه ی اسلام راستین افزوده شد و اکنون می بینیم که این تفکر تقریبا بر تمام جهان اسلام حاکم شده است و مسلمانان در کشورهای مختلف اسلامی علیه ظلم و ستم، قیام کرده اند. هم اکنون دنیای غرب که سقوط یک به یک پایگاههایش را در کشورهای اسلامی مشاهده می کند، خود را قربانی و زخم خورده ی این مکتب دانسته و تهاجم خود به این اعتقاد و اندیشه را گسترده تر از پیش ادامه می دهد. دستگاه گسترده ی ناتوی فرهنگی که روزی کاریکاتورهای موهن پیامبر اکرم (ص) را در دانمارک کشید، اکنون کاری کم خرج تر و پر درآمدتر را پیش گرفته است و برای این دستگاه چه چیز بهتر از این که مسلمان ها! با ادبیات دینی خودشان، به اعتقادات خود توهین کرده و ارزش های آن را زیر سوال ببرند؟ وبه راستی اگر کتاب آیات شیطانی نوشته ی فردی غیر مسلمان بود آیا از حیز انتفاع ساقط نمی شد؟!
دشمن در این قسمت از برنامه اش تضعیف اعتقاداتی که منجر به استقامت ملت های مسلمان شده است را دنبال می کند.
جهان استکبار با تجربه به این نتیجه رسیده است که به عنوان راه حلّ مساله ی اسلام، باید به هر طریق که شده "ربناالله" و "استقاموا" را از هم جدا کند! چرا که اگر این دو با هم جمع شدند، دیگر نمی توان انسان را ترساند و به زیر یوغ ستم کشید.
«إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ»(۱)
از منظر دنیای غرب، مسلمانانی که اهل استقامت نیستند - مثلا سران شیخ نشین های خاورمیانه- موجوداتی به شدت دوست داشتنی هستند! و از طرف دیگر کسانی که از ایدئولوژی اسلام بی بهره اند ولی استقامت می ورزند – مثلا ژاپنی های جنگ جهانی دوم – اگر چه گاهی شیطنت می کنند ولی باز قابل تحمل هستند و می توان تادیبشان کرد! ولی مسلمان معتقد، به خصوص شیعه و ایرانی جماعت را باید کشت تا آدم شود، تازه کشته های اینها هم خطرهای خاص خودشان را دارند...
۲- از میان مسلمانان چرا باید به مقدسات شیعیان توهین شود؟
لااقل به ۲ دلیل شیعیان مقدمند:
۱- با رجوع به فقه اهل سنّت می بینیم که فقهای‌ اهل‌ ‌ سنّت، جهاد ابتدایی‌ را در صورت‌ وجود مصلحت‌ اسلام‌ و مسلمانان‌ در آن‌ ــ كه‌ حاكم‌، چه‌ عادل‌ چه‌ فاسق‌، آن‌ را تشخیص‌ می‌دهد ــ واجب‌ دانسته‌اند.(۲) پر واضح است که اهل تسنن ستم دیده؛ بر خلاف مبانی فقهی مزبور، علیه حاکمان فاسق خود - که جایگاه دادن حکم جهاد را داشته اند - قیام کرده اند. این مساله همراه با تجربه ی موفق انقلاب اسلامی ایران، زمینه را برای تاسی اهل سنت به یک حاکم اسلامی و وحدت ایشان حول محور شخصیتی کاریزما، سیاستمدار و همسو با انقلاب ها فراهم آورده است. این از عمده مسائلی است که جهان سلطه از به فرجام رسیدن آن به شدت بیم دارد.
(اهانت در صفحه ی این کمپین به رهبر معظم انقلاب، شخصیت های انقلابی و معتقد، و ارکان نظام مقدس جمهوری اسلامی و همچنین به تمسخر گرفتن بیداری اسلامی در صفحه ی این کمپین با نام بیداری نقوی؛ در این راستا تفسیر می شوند)
۲- اعتقاد به مهدویت و ظهور منجی به صورت تمام عیار در میان شیعیان وجود دارد و پس از انقلاب اسلامی به شدت رشد کرده است. این عقیده که بین تمام مسلمانان و دیگر ادیان الهی مشترک است نه تنها می تواند تمام انقلاب های اخیر را به هم متصل کند و به زیر یک پرچم ببرد؛ بلکه چه بسا جنبش فتح وال استریت را هم ...
آری دنیای غرب به این نتیجه رسیده است که :
الف: اعتقاد به ظهور منجی کلید اتصال انقلاب ها و خیزش مردم ستمدیده ی دنیاست که در یک شب می تواند جهان استکبار را به زیر بکشد.(۳)
بر این ب: ایران به عنوان یک ابرقدرت سیاسی و ایدئولوژیک، تنها کشوری است که قابلیت صدور این اندیشه را دارد.
(توهین به امام زمان (عج)، به زیر سوال بردن وجود ایشان و به تمسخر گرفتن غیبت و ظهور حضرت، با کنایه هایی نظیر "نقی موعود آمد" و "ظهور نقی"؛ در این راستا تفسیر می شود. در ضمن توهین اخیر خواننده ی رپ (شاهین نجفی) به امام هادی (ع) و همچنین امام زمان (عج) نیز بر این تحلیل صحه می گذارد.(۴))
• آهنگ موهن نقی به خوانندگی شاهین نجفی مرتد، همزمان با سالروز ایجاد این کمپین خوانده شده است و هم اکنون عکسی از این فرد در بالای صفحه ی این کمپین قرار گرفته، که پیوستگی نجفی با کمپین مزبور را نشان داده و مشخص می کند که این پروژه ی صهیونیستی قرار است در قالب های گوناگون ادامه داشته باشد.
۳- به چه قشری از جامعه ی ما امید بسته اند؟
خودشان در مرامنامه ی کمپین گفته اند: " ما اعضاي كمپين به نقش بسيار مهم روشنفكران و دانشگاهيان در پيشبرد آرمان‌هاي خود معتقديم و نقش اصلي اين روند را بر دوش دانشگاهيان مي‌دانيم"
به راستی آیا جا ندارد از خودمان بپرسیم "در دانشگاه های ما چه خبر است که دشمن اینگونه به دانشگاهیان ما امید بسته است؟"
در مجموع آنچه اظهر من الشمس است، تمرکز ویژه ی دشمن بر روی جوانان ما است.
۴- چرا امام هادی (ع) را انتخاب کرده اند؟
الف: برای راه اندازی یک سلسله توهین، ابتدا باید کمترین حساسیت را بر انگیخت تا بتوان فرصتی برای تنفس گرفت، فضا را سنجید و کار را ادامه داد. حالا اگر نعوذ بالله من و شما بخواهیم از میان امامان معصوم یکی را برای این موضوع انتخاب کنیم، کدام یک را بر می گزینیم؟
یکی از اعضای این کمپین با زبان طنز، نادانسته از گوشه ای از دلایل این انتخاب هوشمندانه رمزگشایی کرده است. " آخه خدا وکیلی این امام نقی چه گناهی کرده ؟ نه باباش امام رضا بوده؛ نه پسرش امام زمان هست ... مونده اون وسط هیچ کس هم ازش یاد نمیکنه! "
ب: برای تامین هدف تضعیف اعتقاد شیعیان به مهدویت باید درمیان ائمه، امامی را انتخاب کرد که از لحاظ تاریخی کمترین میزان اطلاع از او در دسترس باشد و به زمان حیات امام زمان (عج) نزدیک باشد تا از این طریق بتوان به مخاطب اینگونه القا کرد که وقتی وجود و اهمیت این امام، زیر سوال است آیا اعتقاد به امامی که بیش از هزار سال سن دارد و قرار است بیاید و جهان را پر از عدل و داد کند زیر سوال نیست؟!
ج: دلیل دیگری که محتمل است!
بحث در مورد این دلیل را با گفتار و مثالی پندآموز، از عارف واصل، حاج میرزا اسماعیل دولابی آغاز می کنیم.
"زنی که شوهرش مرده بود و از او پسربچه ای داشت، دیگر ازدواج نکرد؛ به این امید که پسرش بزرگ می شود و حامی او خواهد بود. اما متوجه شد که آن پسربچه بسیار نحیف و ضعیف است و از بچه های کم سن و سال تر از خودش در کوچه زمین می خورد. فهمید که بچه های دیگر پدر را بالای سرشان می بینند و به اتکای او احساس قدرت می کنند و این بچه چون پدری بالای سرش نمی بیند، اینگونه رنجور و نحیف مانده است. برای حل مشکل نزد نقاشی رفت و به او گفت تصویر یک پهلوان قدرتمند را بکشد و بازوبند پهلوانی را روی بازویش ترسیم کند. تابلو را گرفت و در اتاق نصب کرد و پرده ای روی آن کشید و پسرش را صدا زد و گفت: می خواهی پدرت را ببینی؟ پسر با اشتیاق گفت: بلی. مادر کم کم پرده را از روی آن شمایل کنار زد و به تعریف زور بازو و قدرت پهلوانی پدر مشغول شد. هر چه عکس آن پهلوان بیشتر نمودار می شد، استخوان های درهم فرورفته ی پسر از هم باز می شد و در خود احساس قدرت می کرد. وقتی تصویر کاملا از پشت پرده بیرون آمد، بچه چنان نیرویی گرفت که از آن پس، بچه های بزرگتر از خود را هم به راحتی به زمین می زد. شیعه هم در دوران غیبت مثل آن بچه است که پدر را بالای سر خود نمی بیند. اگر کسی پیدا شود که بتواند در توصیف امام حق مطلب را ادا کند، شیعه چنان زنده می شود و قدرت می گیرد که هیچ کس در عالم نمی تواند در برابر او بایستد."
باید گفت همانگونه که خطبه های توحیدی امام علی (ع) در قله ی معارف توحیدی است، بی شک می توان زیارت جامعه ی کبیره که از امام هادی (ع) نقل شده است را در قله ی معارف ولایی به شمار آورد که ائمه ی معصومین علیهم السلام تبیین نموده اند.
امام هادی (ع) در زیارت جامعه ی کبیره با تبیین جایگاه والا و همچنین عظمت و شکوه بی کرانه ی ائمه ی معصومین علیهم السلام؛ به زیباترین صورت به توصیف ائمه ی معصومین علیهم السلام پرداخته اند. توجه به این معارف می تواند قدرت عظیم و استقامت بی نهایتی را در شیعیان جهان به وجود بیاورد و احتمالا همین موضوع است که دشمنان را متوجه این امام همام کرده است.
اکنون در سه قسمت به فرازهایی از این زیارت اشاره می کنیم و تامل در تاثیر این فرازها بر شیعیان را به شما خواننده ی محترم وا می گذاریم:
اوصاف امام هادی(ع) در مورد جایگاه والای ائمه ی معصومین (ع):
- وَخُزّانَ الْعِلْمِ، وگنجینه داران دانش
- وَ قادَهَ الاُْمَمِ، و پیشوایان ملّتها
- وَ کَهْفِ الْوَرى، و پناهگاه مردمان
- وَرَضِیَکُمْ خُلَفآءَ فى اَرْضِهِ، (خداوند) شما را براى جانشینى در زمینش پسندید.
- وَاسْتَرْعاکُمْ اَمْرَ خَلْقِهِ، (خداوند) سرپرستى کار خلق خود را به شما واگذارده.
- وَبِمُوالاتِکُمْ ...وَائْتَلَفَتِ الْفُرْقَهُ، و بوسیله شما جدایى و اختلاف مبدّل به الفت و اتحاد گردید.
- وَالْحَقُّ مَعَکُمْ وَ فیکُمْ وَ مِنْکُمْ وَاِلَیْکُمْ، وَاَنْتُمْ اَهْلُهُ وَ مَعْدِنُهُ، و حق همراه شما و در میان شما خاندان و از جانب شماست و بسوى شما بازگردد و شمایید اهل حق ومعدن آن.
- اِنْ ذُکِرَ الْخَیْرُ کُنْتُمْ اَوَّلَهُ، وَاَصْلَهُ وَفَرْعَهُ، وَمَعْدِنَهُ وَمَاْویهُ وَمُنْتَهاهُ، اگر از خیر و خوبى ذکرى به میان آید آغاز و ریشه و شاخه و مرکز و جایگاه و پایانش شمایید.
- مَنْ والاکُمْ فَقَدْ والَى اللهَ، وَ مَنْ عاداکُمْ فَقَدْ عادَ اللهَ، وَ مَنْ اَحَبَّکُمْ فَقَدْ اَحَبَّ اللهَ، وَمَنْ اَبْغَضَکُمْ فَقَدْ اَبْغَضَ اللهَ، وَ مَنِ اعْتَصَمَ بِکُمْ فَقَدِ اعْتَصَمَ بِاللهِ، هر که شما را دوست دارد خداى را دوست داشته و هر که شما را دشمن دارد، خداى را دشمن داشته و هرکس به شما محبّت داشته باشد به خدا محبّت داشته و هرکس با شما کینه توزد با خدا کینه توزى کرده و هرکه به شما چنگ زند به خدا چنگ زده.
- وَبِکُمْ یُنَزِّلُ الْغَیْثَ، وَ بِکُمْ یُمْسِکُ السَّمآءَ اَنْ تَقَعَ عَلَى الاَْرْضِ اِلاَّ بِاِذْنِهِ، و بخاطر شما باران را فرو ریزد و بخاطر شماست که نگه دارد آسمان را از این که بر زمین افتد مگر به اذن او.
- وَاَشْرَقَتِ الاَْرْضُ بِنُورِکُمْ، و زمین به پرتو نور شما روشن شد.
- آتاکُمُ اللهُ ما لَمْ یُؤْتِ اَحَداً مِنَ الْعالَمینَ، به شما داده است خداوند آنچه را به هیچ یک از مردم جهانیان نداده.
آنچه شیعیان و محبین اهل بیت علیهم السلام در این زیارت می گویند:
- مُؤْمِنٌ بِاِیابِکُمْ، به بازگشتتان ایمان دارم.
- مُصَدِّقٌ بِرَجْعَتِکُمْ، و رجعت شما را تصدیق دارم.
- وَ قَلْبى لَکُمْ مُسَلِّمٌ، وَ رَاْیى لَکُمْ تَبَعٌ، و دلم نیز تسلیم شماست و رأى من نیز تابع (راى) شماست.
- فَمَعَکُمْ مَعَکُمْ لامَعَ غَیْرِکُمْ پس با شما باشم با شما نه با غیر شما.
- آرزو و دعای شیعیان و محبین اهل بیت علیهم السلام در این زیارت:
- وَ جَعَلَنى مِمَّنْ یَقْتَصُّ آثارَکُمْ، وَ یَسْلُکُ سَبیلَکُمْ، وَیَهْتَدى بِهُدیکُمْ، وَ یُحْشَرُ فى زُمْرَتِکُمْ، وَ یُکَرُّ فى رَجْعَتِکُمْ، وَیُمَلَّکُ فى دَوْلَتِکُمْ، وَیُشَرَّفُ فى عافِیَتِکُمْ، وَ یُمَکَّنُ فى اَیّامِکُمْ، و (خداوند) بگرداند مرا از کسانى که پیروى کند از آثار شما و مى رود به راه شما و راهنمایى جوید به راهنمایى شما و محشور گردد در گروه شما و بازگردد در دوران رجعت و بازگشت شما و به فرمانروایى رسد در دوران حکومت شما و مفتخر گردد به عافیت (و حسن عاقبت) از شما و مقتدر گردد در روزهاى (حکومت) شما.
البته گفتیم این دلیل محتمل است و امیدواریم که دشمنان ما اینقدر فهیم نباشند!!!

۵- چرا زبان طنز را برگزیده اند؟
در فضایی که عقلانیت و منطق حاکم باشد بی شک حق و حقیقت آشکار می شود. حال اگر صاحبان یک ایدئولوژی ببینند که در حال مقهور شدن در مقابل یک ایدئولوژی برتر هستند، باید برای تن ندادن به این شکست؛ فضای رقابت را از عقلانیت و منطق تهی کنند. مثل تماشاگران طرفدار یک تیم فوتبال که وقتی می بینند تیمشان ده تا گل خورده است و گلی نزده است، در دقایق پایانی بازی از نرده های ورزشگاه بالا می روند و می ریزند داخل زمین بازی و یک فصل مفصل داور و بازیکنان تیم پیروز را کتک می زنند!!! این دقیقا کاری است که صاحبان ایدئولوژی لیبرالیسم در مقابل ایدئولوژی اسلام راستین می کنند.
البته ناگفته نماند که آثار طنز سخیف و ضد ارزشی که به صورت مداوم و روزانه در کشور تولید می شوند و در عرصه ی مجازی و موبایل ها و ... دست به دست می چرخند؛ به فرماندهان کاردان ناتوی فرهنگی که بر خلاف مسئولین فرهنگی ما، اوضاع فرهنگی کشورمان را به بهترین وجه رصد می کنند، این پیام را ارسال کرده است: بیایید در عرصه ی طنز سرمایه گزاری کنید! هم با آن می توان تمام ارزش هایی که موجب مقاومت این ملت در مقابل فرهنگ استکبار شده است را به سخره گرفت و تضعیف کرد و هم الی ماشاء الله مشتریش زیاد است!
بهره گیری از تاکتیک طنز و تمسخر، امری با قدمت زیاد است:
«يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلاَّ كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُون» (۵)
• (شاید ابتدا ی امر، این آیه در ذهن ما گروهی را مجسم کند که کنار خیابان ایستاده اند و برای تفریح و سرگرمی به پیامبران متلک می اندازند و قاه قاه می خندند؛ ولی اگر در مقابل پیامبران، دشمنان حق و حقیقت را در نظر داشته باشیم؛ متوجه خواهیم شد که موضوع تمسخر، هرگز بی حساب و کتاب نبوده است و بی شک قسمت مهمی از برنامه ی مقابله با پیامبران الهی بوده است تا از گرایش مردم به ایشان جلوگیری شده و منافع طاغوتیان حفظ شود)
۶- در مجموع دشمن به دنبال چه اهدافی بوده است؟
- هدف کوتاه مدت: ایجاد اپوزیسیون خط شکن ضد مذهب در داخل کشور، که با بی پروایی اعتقادات و مقدسات مردم را مورد هجمه قرار دهد. این هدف را می توان در لابلای سطرهایی از مرامنامه که شباهت زیادی به آموزش انقلاب های مخملی دارند یافت: "تشكيل حلقه‌هاي روشنفكري در دانشگاه‌ها و مراكز آموزش عالي مي‌تواند پيشرفت اين روند را بسيار سرعت ببخشد." "ما معتقديم كه وظيفه‌ي دانشگاه‌‌ها و مراكز روشنفكري، در درجه‌ي اول، مبارزه با خرافات، ناداني و تعصب است."
"ما اعضاي كمپين بر نقش تبليغات در پيشبرد هدف خود بسيار تأكيد داريم. اين تبليغات بايد هم در دنياي مجازي و هم در دنياي واقعي و با تكيه بر اخلاق عقل‌محور و گفتمان انجام شود."
"معتقديم كه هر چه تعداد اعضاي كمپين بيشتر شود، تأثيرگذاري آن نيز افزايش خواهد يافت و هر عضو جديد مي‌تواند نماينده‌ي كمپين در ميان افراد پيرامون خود باشد"
- هدف بلند مدت: تضعیف اعتقادات اسلامی عموم مردم به خصوص آن دسته از اعتقادات که سبب پایداری ایشان در مقابل نظام جهانی سلطه شده است. (تمرکز دشمنان بر توهین به ساحت والای اباعبدا... الحسین علیه السلام و عزاداری ایشان، همچنین به تمسخر گرفتن مستمر فرهنگ ایثار و شهادت و موضوعات حیا، حجاب و عفاف از این دست اعتقادات هستند که تضعیف آنها در اولویت کاری دشمن در این کمپین قرار گرفته است)
این هدف - تضعیف اعتقادات اسلامی عموم مردم - به وضوح در مرامنامه ی این کمپین مورد اشاره قرار گرفته است که غرض براندازانه ی آنها را نیز مورد تایید قرار می دهد: " ما اعضاي اين كمپين قوياً اعتقاد داريم كه مبارزات مردم ايران! با حكومت فعلي خود تا زماني كه تحولي اساسي در نگرش‌ها و باورهاي مذهبي آنها روي ندهد، بي‌فايده خواهد بود و حتي اگر حاكميت فعلي ايران سقوط كند، حاكميتي همانند آن جايگزين خواهد شد كه شايد حتي هزينه‌هاي بسيار بيشتري بر مردم و اين سرزمين تحميل كند"
• (شاید تصور شود که به دلیل دسترسی نداشتن عموم مردم به فیس بوک این هدف محقق نخواهد شد ولی باید بدانیم که متاسفانه، هم اکنون یک سری از مطالب این صفحه به صورت پیامک وارد عرصه ی رسانه ای مردم شده است و در آنها صحبت های نامربوطی به امام هادی (ع) منتسب شده است و از طرف دیگر توفیق دشمن در هدف کوتاه مدت که قرین با تاثیرات اجتماعی خواهد بود، راه را برای نیل به این مقصود هموار خواهد کرد)
۷- چه کسانی این کمپین را ایجاد کرده اند و چه کسانی عضو آن هستند؟
به عقیده ی بنده پایه ریز این طرح یک اتاق فکر خبره در خارج از کشور بوده است که با فراخواندن افراد گوناگون به خصوص گروهک های مخالف جمهوری اسلامی؛ ایشان را اجیر ساخته و یک تیم حرفه ای از طنزنویسان، گرافیست ها و... را تشکیل داده است و با دادن خوراک فکری به آنها، از این جماعت قلم به مزد کار می کشد.
«وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَري لَهْوَ الْحَديثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ يَتَّخِذَها هُزُواً أُولئِکَ لَهُمْ عَذابٌ مُهينٌ» (۶)
در این میان رد پای بهاییت خبیث و حمایت اربابان اسرائیلیش، بیش از گروه های دیگر مشهود است.

(تصویر بالا عکس پروفایل یکی از اعضای کمپین است که گویا نتوانسته است عشقش را پنهان کند!)
و اما در مورد این که چه کسانی عضو این کمپین هستند باید گفت: با رجوع به وبلاگ های این جماعت متوجه می شویم که تعداد زیادی از این اعضا، متعلق به گروهک های مخالف جمهوری اسلامی هستند که پس از شکست مفتضحانه ی فتنه ی ۸۸ فرصتی برای عقده گشایی یافته اند.

(تصاویربالا عکس پروفایل چهار تن از اعضای این کمپین است)
البته مابقی اعضای این جنبش، جوانان این مرز و بوم هستند که بیشتر مورد بحث ما قرار خواهند گرفت.
اگر هنوز کسی...
• با این توصیفات اگر هنوز کسی این اقدام را "شیطنت یک مشت آدم ضد مذهب" می داند، باید لااقل به این سوال پاسخ بدهد که: آیا می شود این حجم انبوه کارهای گرافیکی، نوشته های حرفه ای طنز و کلیپ تصویری که در این صفحه به کار رفته است و مستمر و مداوم به روز می شود، به صورت خلق الساعه و بی هیچ حمایت و سرمایه گزاری به وجود آمده باشد؟
• اگر هنوز کسی اهداف تشکیل این کمپین و البته انجام دیگر کارهای مشابه را آنقدرها بلند نمی داند که ربطی به بیداری اسلامی و مشکلات فراروی جهان سلطه داشته باشد، به این قسمت از مرامنامه ی این گروه توجه کند: " ما اعضاي كمپين خواهان گسترش مأموريت اين كمپين به تمام مناطق جهان و ايجاد همگرايي بين‌المللي هستيم. اگر چه اين كمپين به زبان پارسي است و به موضوعات مطرح در ايران مي‌پردازد، اما يقينا قابليت آن را دارد تا با جنبش‌هاي بين‌المللي همگرايي و اتحاد پيدا كند"
آری به نظر می رسد، این برنامه از ایران به عنوان "قلب تپنده ی نهضت جهانی ضد سلطه" آغاز شده است و اهداف بلندی را در سرتاسر جهان دنبال خواهد کرد.

۸- چه اموری باعث شده که تعدادی از جوانان میهنمان با پیوستن به این کمپین، به هتاکی های بی شرمانه علیه مقدسات اسلام بپردازند؟
بحث را با مطرح کردن این سوال آغاز می کنیم: چرا هیچ یک از همین جوانان، راضی نمی شود پدر و یا مادر خود را حتی پس از مرگشان به تمسخر گرفته، مورد توهین قرار دهد؟ پاسخ روشن است. زیرا همه به تاثیر و جایگاه والدین، زحمات و دلسوزی هایشان و حقی که بر گردنشان دارند، آگاه هستند.
به عقیده ی بنده اساس این توهین ها بر این موضوع استوار است که این جوانان نتوانسته اند به این سوال پاسخ بدهند: امام هادی (ع) به چه درد زندگی ما می خورد و بود و یا نبود اعتقاد به ایشان در زندگی ما چه تاثیری دارد؟ همین نتوانستن باعث شده به قضاوت بنشینند و اساس مسئله را به تمسخر بگیرند.
در اینجا لااقل دو ایراد به ما وارد است: ۱- تبیین نکردن مباحث ریشه ای در زمینه ی امامت به خصوص؛ نقش، اهمیت و جایگاه امام معصوم در زندگی مردم: به راستی زمانی که چیزی جز حوادث تاریخی و حکایات زندگی ائمه علیهم السلام به دانش آموز و دانشجویمان یاد نداده ایم چه توقعی است که او بتواند از پس این سوال بر بیاید؟
۲- نیاموختن نحوه ی اندیشیدن و تنها روخوانی کردن اندیشه ها برای فرزندان این مرز و بوم: طیف تقریبا گسترده ای از جوانان ما تنها میراثبر اندیشه ها بوده اند و اگر اندیشه ای را هم پذیرفته اند با تعقل همراه نبوده است. با این اوصاف باید حق داد که جوانی که پشتوانه ی استوار عقلی برای اعتقاداتش نمی بیند؛ در مقابل سیل عظیم شبهه افکنی دشمنان تسلیم شود و اعتقاداتش را دو دستی به شیاطین تحویل دهد. متاسفانه ما نتوانسته ایم حتی ایشان را از "لاشیء" به "لا ادری" برسانیم. (۷) اینجاست که آدم منظور سخنان اندیشمندانه ی رهبر معظم انقلاب در مورد موضوع آموزش فلسفه به کودکان را در می یابد.(۸)
چند تقصیر دیگر که در این قضیه دخیل بوده است را به صورت گذرا مورد بررسی قرار می دهیم:
- ما نتوانسته ایم به جوانانمان بفهمانیم که نباید مشکلات و ایرادهایی که در میهن عزیزمان وجود دارد را به پای اسلام بگذارند.
- ما راه را برای ابراز انتقادات این قشر نسبت به مسائل پیرامونشان هموار نکرده ایم و نحوه ی صحیح انتقاد و امر به معروف و نهی از منکر را به آنها آموزش نداده ایم. به راستی آیا آموزش امر به معروف و نهی از منکر در آموزش و پرورش و آموزش عالی ما جایگاهی دارد؟ اگر کسی از دوستان و آشنایان ما در مقابل ما لطیفه ای بگوید که در آن ارزش ها و مقدساتمان به تمسخر گرفته شوند ما باید چه کار کنیم؟
- غفلت از ترویج طنز اخلاق مدار در جامعه: تبیین این موضوع مجال بیشتری می طلبد ولی در اینجا خوب است برای پی بردن به گوشه ای از برکات و فواید طنز به پاسخ رهبر معظم انقلاب (حفظه الله تعالی) به نامه‌ى مرحوم كيومرث صابرى، مدير مسئول مجله‌ى گل‌آقا؛ اشاره کنیم که ایشان با اشاره به خلأ فرهنگى و هنرى در زمینه ی طنز می فرمایند:
"طنز صادق و دلسوزانه بايد همه‌ى نقاط معيوب، بخصوص آنها را كه كمتر به چشم مى‌آيند و آنها كه بيشتر به علم و اطلاع همگان از آن نياز هست، هنرمندانه ببيند و بنماياند. امروز جامعه و نظام انقلابى ما با دشمنانى روبه‌روست كه همه‌ى ابزارهاى محسوس و نامحسوس را براى ضربه زدن و جريحه‌دار كردن مردم و نظام و انقلاب به كار مى‌برند. براى آگاه كردن ذهن مردم از خدعه‌ى دشمن، چه وسيله‌اى از طنز هنرمندانه و شيرين و زيركانه، بهتر و كارى‌تر؟"(نامه به تاریخ ۱۳۷۰/۰۴/۲۷)
شاید بد نباشد مسئولینی که هنوز به ظرفیت ها و قابلیت های فراوان طنز پی نبرده اند و باز قرار است تمام همّ خود را مصروف ساخت "خنده بازار"ها کنند؛ اندکی در این چند سطر از مرامنامه ی کمپین تامل کنند: "روش خاصي كه كمپين در پيش گرفته، استفاده از زبان طنز (طنز جدي، طنز تلخ) است. به نظر ما زبان طنز بهترین شیوه برای بیان حقایق است. در واقع، اين كمپين به قصد خنده و تفريح صرف و به قصد هزل و تمسخر بي‌محتوا تشكيل نشده است. شايد اصلي‌ترين ويژگي اين كمپين در "جديت” آن باشد، چرا كه اين مبارزه و تلاش، رويكردي كاملاً جدي و راسخ را مي‌طلبد"
- تبیین و ترویج نکردن اخلاق و عرفان اسلامی در جامعه: وقتی جامعه (لااقل جامعه ی فضای مجازی) به بد اخلاقی مفرط مبتلا شد؛ وقوع اینگونه مسائل نباید برای ما آنچنان غیرمترقبه باشد. وقتی گروه زیادی از جوانان ما به سمت کتاب ها و رسانه های مبلغ عرفان های کاذب و انحرافی کشیده می شوند تا مگر فطرت خداجوی خود را تسکین دهند، آیا خیلی عجیب خواهد بود که جوان در خود نیازی به ائمه علیهم السلام احساس نکند؟
به راستی چرا ما در میهن اسلامیمان تقریبا چیزی به عنوان فقه انحرافی نداریم ولی از آن طرف تا دلتان بخواهد مکاتب اخلاقی منحرف و عرفان های نوظهور و انحرافی داریم؟
آیا حوزه های علمیه و دیگر مراکز دینی ما، حق اخلاق و عرفان اسلامی را آنگونه که باید ادا کرده اند؟
حوزه های علمیه که لبریزند از متخصصین طراز اول فقه، چه کارنامه ای در زمینه ی تربیت معلمین و متخصصین اخلاق و عرفان دارند؟
• (باید حواسمان باشد که: "دین اسلام منظومه و سیستمی است که نپرداختن و بی توجهی به یک بخش آن می تواند منطق بخش های دیگر آن را زیر سوال ببرد.")
- بهره نبردن از لعن و تبری دشمنان اهل بیت (ع): هرچند به نظر می آید هر دو اصل تولی و تبری آنگونه که باید در جامعه ی ما مورد توجه قرار نگرفته اند ولی باید گفت آنچه که بیشتر مورد غفلت قرار گرفته است، اهمیت و جایگاه فوق العاده ی لعن و تبری دشمنان اهل بیت (ع) در خودسازی و تزکیه ی نفس است.
متاسفانه امروزه گروهی تحت عنوان تکثر گرایی، تساهل و تسامح و یا عرفان مآبی و تصوف گرایی، به نفی لعن و تبری و دعوت به صلح کل بودن پرداخته اند که نتیجه ی طبیعی آن چیزی جزغیرت گریزی دینی در جوانان ما نبوده است و بی شک این موضوع سبب شده است تا دشمن عرصه را باز دیده و در اهانت به مقدسات ما جری تر گردد.
- تنی و ناتنی کردن ائمه (ع): به راستی آیا در تبیین شخصیت والای ائمه تبعیض قائل نشده ایم؟ کودک و پیر و جوان ما چقدر از نقش والا و بزرگواری های امام هادی (ع) با خبرند؟(۹)
- مسخره شدن روزمره ی نام ائمه علیهم السلام در جامعه: باب شدن اسم ها و ترکیباتی مانند جواد، غضنفر، حسن کچل، علی چپ و ... که به فراوانی در گفتار روزمره و رسانه های ما وجود دارند، بی شک در ایجاد این مساله موثر بوده است.
- شیوع بی دردی مزمن در مردم: واقعیت این است که ما از بس در قبال مشکلات فرهنگی اطراف خود – چه برسد به فضای مجازی- سکوت کرده ایم که عرصه برای هرگونه بی مبالاتی و هنجارشکنی فراهم آمده است. این ماجرا در طنز تلخ روزگار کار را به جایی کشانده که قشر مذهبی به عنوان اکثریت مردم، از جایگاه مدعی به جایگاه متهم تنزل یافته است. به عنوان مثال وقتی در جایگاه مدعی نپرسیدیم چرا برخی مردان جامعه، ناموس خود را وقف عام کرده اند تا هر کس از خلق ا... که اراده کرد از دیدار چهره و اندامشان محضوض گشته، حالَش را ببرد، آنگاه دیدیم که در جایگاه متهم محکوم شدیم و همین جماعت برای ناموس چادریمان شعر گفتند، حجابش را به تمسخر گرفتند، او را کلاغ، خاله سوسکه، نجمه آر پی جی و فاطی کماندو خطاب کردند.
ما هم نشستیم و تماشا کردیم و ای کاش لااقل نفس لوامه ای بود که گاهی از درون به ما بگوید: ای مردان بکوشید یا جامه ی زنان بپوشید! (۱۰)
نشستیم و گفتیم باید با اینها به روش احسن مجادله کنیم در حالی که این جماعت ظلم کرده بودند و طبق آیه ی قرآن مشمول جدال احسن نمی شدند. (۱۱)
و حالا هم نشسته ایم، فرصت ها را یک به یک از دست می دهیم و حواسمان نیست که: اگر گل نزنی، گل می خوری!!!
خلاصه ی کلام این که:
ما مردم، گمشده ای داریم که به چند نام خوانده می شود: خشم انقلابی، غیرت دینی، بغض فی الله
(هر کس گمشده ی ما را یافت آن را تحویل داده، مژدگانی دریافت نماید!!!)

نوبت به راه حل رسید.
۹- حال چه باید کرد؟
در این مساله شکی نیست که ما از یک طرف باید ضمن برطرف نمودن ایرادهای مطرح شده، این هتاکی ها را به بهترین شیوه پاسخ بدهیم و عرصه را بر هتاکان تنگ نماییم. ولی از طرف دیگر دلیلی وجود ندارد که برای مقابله با این جریان حتما در میدانی بازی بکنیم که دشمن آن را طراحی کرده و خودش هم برای آن قانون نوشته؛ (۱۲) بلکه می توان با تشکیل منبرهای الکترونیک و بهره جستن از ابزارهای اطلاعاتی (مانند کاری که سایت هتاکین در برملا کردن تدریجی نام و اطلاعات شخصی اعضای این کمپین انجام داده است) به هدایت، ارشاد و پراکنده ساختن این جمع پرداخت و در عوض با خروج از این رویکرد منفعلانه در عرصه ی فرهنگ - که هرگز با شرایط بدر و خیبر ما همخوانی ندارد - مدام جبهه های فرهنگی جدیدی را پیشاروی دشمن گشود و با این جریان به مبارزه برخاست. درتوضیح منبر الکترونیک به این توضیح بسنده می کنم که: روحانیت محترم وقتی می بیند این قشر از جوانان نه به مسجد می آیند که پای منبرش بنشینند و نه صدا و سیمای مملکت را قبول دارند تا از آن طریق بشنوند، باید دست به کار شوند، بسم الله گفته، ادبیات این قشر را فرا بگیرند (۱۳) و به صورت حرفه ای وارد رسانه های مورد استفاده و وثوق این قشر شده و به پاسخگویی شبهات و مسائل این جوانان بپردازند. آری زمانی که امیرالمومنین علی علیه السلام دید مردم به درِ خانه اش نیامدند، چهل شب همراه با بانوی پهلوشکسته به در خانه ی مردم رفت، تا آنان را به هدایت و رحمت الهی بکشاند و نجاتشان دهد.
(البته نباید زحمات روحانیت گرانقدر به خصوص در سامانه های پاسخگویی به سوالات و شبهات دینی را از یاد برد که اگر پای صحبت این بزرگواران هم بنشینیم دلی پر درد دارند)
سخن آخر
در عرصه ی مجازی به حرکت جهادی نیاز داریم. باید به خود آمده و دست به کار شویم. چرا که در عدالت حضرتش تردید است، اگر فردای قیامت تنها از آنچه کرده ایم بپرسد و نپرسد از آنچه می توانستیم و نکردیم.
یقین کنیم که اگر تمام روزها عاشورا و تمام زمین کربلاست بی شک هر روز این صدا در تمام زمین می پیچد که:
هَلْ مِنْ ذابٍّ يَذُبُّ عَنْ حَرَمِ رَسُولِ اللّه
هَلْ مِنْ مُوَحِّدٍ يَخافُ اللّه فينا،
هَلْ مِنْ مُغِيثٍ يَرْجُو اللّهَ فِى اِغاثَتِنا
هَلْ مِنْ مُعِينٍ يَرْجُو ما عِنْدَاللّه فِى اِعانَتِنا

«آيا مدافعی هست كه از حريم رسول خدا دفاع كند؟ آيا يكتاپرستي هست كه از خدا بترسد و ما را ياري دهد؟ آيا فريادرسي هست كه به خاطر خدا ما را ياري رساند؟ آيا كسي هست كه به خاطر روضه و رضوان الهي به نصرت ما بشتابد؟»
«والسلام»
حسین مروتی شریف آبادی
پا ورقی ها
۱- "به راستي آنان كه گفتند پروردگار ما الله است و در پاي اين گفته خود استقامت ورزيدند؛ نه ترسي دارند و نه اندوهگين مي‏شوند"
سوره ی احقاف آیه ی ۱۳
۲- رجوع کنید به جصاص‌، ج‌ ۳، ص‌ ۱۵۴؛ شمس‌الائمه‌ سرخسی‌، ۱۹۷۱، ج‌ ۱، ص‌ ۱۵۶ـ ۱۵۷؛ ابن‌قدامه‌، ج‌۱۰، ص‌ ۳۷۱؛ شوكانی‌، ج‌ ۷، ص‌ ۲۴۲ـ ۲۴۳
(این اختلاف بارز تئوری و عمل ، خود دلیلی روشن بر الگو گرفتن جهان اسلام از انقلاب اسلامی ایران می باشد)
۳- رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «المهدي منّا اهل‌البيت يصلح الله له امره في ليلة»؛ "مهدي از ما اهل‌بيت است و خداوند امرش را در يك شب درست مي‌كند" (كمال الدين و تمام النعمة، ج۱، ص۱۸۴، باب۶، ح۴)
۴- در آهنگ اخیر شاهین نجفی، این قسمت از شعر به صورت ترجیع بند تکرار می شود:
آی نقی حالا که مهدی خوابه ما تو رو صدا میزنیم آی نقی
تو ظهور کن که ما آماده تو کفنیم آی نقی
۵- "دریغا بر بندگان! که هیچ فرستاده ای بر آنها نمی آمد مگر این که پیوسته او را استهزاء می کردند" سوره ی یاسین آیه ی ۳۰
۶- "و از مردم کسانی هستند که سخنان لهو و بیهوده را می خرند تا جاهلانه ( مردم را ) از راه خداوند گمراه سازند و آن را به مسخره گیرند آنها عذابی خوارکننده خواهند داشت" سوره ی لقمان آیه ی ۶
۷- نقل شده است که فردی از مادیون ملحد نزد امام صادق (ع) آمد و به ایشان گفت: من به وجود خدا ایمان ندارم و معتقدم که این سخنان واقعی نیست.
امام (ع) از او پرسیدند: چرا به وجود خدا ایمان نداری؟
آن شخص گفت: چون او را مانند بت ها ندیده ام. لمس نکرده ام و هیچ جا هم او را مشاهده نکرده ام.
امام (ع) با بردباری و تبسم فرمودند: شما خوب همه جا را گشته اید؟ شاید خداوند در زیر زمین و یا یکی از غارهای بزرگ کوه ها باشد. شاید در روی ماه یا یکی از ستاره ها باشد!
آن شخص که از این سخن غافلگیر شده بود، گفت: خب همه جا را که نگشته ام.
امام (ع) فرمودند: پس از کجا می دانی که نیست؟ تو باید بگویی نمی دانم هست یا نیست. نه این که بگویی نیست.
آن شخص گفت: خب دقیقا یقین ندارم.
امام (ع) فرمودند:حال که از "لا شیء" به "لا ادری" رسیدی بیا و بنشین تا برای تو ثابت کنم که خداوند وجود دارد.
۸- "امروز در دنيا به زبان كودكى به كودكان فلسفه مى‏آموزند؛ يعنى چيزى كه از نظر بعضى از طراحان كشور ما بى‏معنى است؛ فكر مى‏كنند فلسفه مخصوص آدمهاى ريش و سبيل‏دار و كسانى است كه يك سنى از آنها گذشته باشد. نگاه مدرن به مسائل حيات، امروز پيشروان علمى دنيا را به اينجا رسانده كه بايد فلسفه را از دوره‏ى دبستان به كودكان تعليم داد؛ البته با زبان كودكى" ۱۲/۲/۱۳۸۵
۹- یکی از کارمندان دانشکده ی مهندسی هسته ای دانشگاه شهید بهشتی در مورد شهید گرانقدر استاد مجید شهریاری نقل کرده است: "حساس بود در ولادت همه ی ائمه شیرینی پخش کنند. اگر نمی کردند ناراحت می شد. می گفت: مگر امام تنی و ناتنی داریم که برای ولادت امام علی (ع) از دو روز قبل شیرینی می گذارید ولی برای ولادت امام هادی (ع) ... اگر نگرفته بودند خودش شیرینی می گرفت و در دانشکده پخش می کرد" (کتاب دانشمند عاشورایی صفحه ی ۱۵)
۱۰- "آورده‌اند که سپاه دشمن بسیار بود و اینان اندک جماعتی. آهنگ گریز کردند. پسر نعره زد و گفت: ای مردان بکوشید یا جامه زنان بپوشید! سواران را به گفتن او تهور زیادت گشت و به یک بار حمله آوردند. شنیدم که هم در آن روز بر دشمن ظفر یافتند. ملک سر و چشمش ببوسید و در کنار گرفت و هر روز نظر بیش کرد تا ولیعهد خویش کرد
"گلستان سعدی، باب اول در سیرت پادشاهان، حکایت شمارهٔ ۳
۱۱- «وَلَا تُجَادِلُوا أَهْلَ الْكِتَابِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِلَّا الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ ...»
"و شما مسلمانان با اهل کتاب جز به نیکوترین طریق بحث و مجادله مکنید مگر با ستمکاران از آنها" (سوره عنكبوت آيه ۴۶)
۱۲- جالب این که مدیران این صفحه به شدت نوشته ها را گزینش می کنند و فضای سانسور شدیدی در این صفحه حاکم است چنان که یکی از فعالین کمپین در این صفحه چنین می نویسد: "دوستان این آخرین پست من در این کمپین خواهد بود چون متاسفانه به دلایلی که ذکر میکنم دیگر تاب حضور در این کمپین را ندارم:

۱. عدم استقبال از کمپین به دلیل انحراف از هدف اصلی و ترویج فرهنگ تمسخر به جای نقد منصفانه
۲. سانسور گسترده ادمین و برخورد تبعیض آمیز وی در انتخاب راویان برای استتوس ها"

۱۳- لازم به ذکر است جماعتی که در این کمپین به تمسخر ارزش ها می پردازند سبک بیان احادیث و روایات را با مهارت تقلید می کنند و به خوبی به ادبیات فقهی و حتی در مواردی به ادبیات عرب و تاریخ زمان ائمه علیهم السلام واقف هستند.
حال اگر دشمن برای کارش لازم دیده ادبیات دینی ما را یاد بگیرد، آیا روحانیت محترم نباید به منظور هدایت مستضعفین فریب خورده در فضای مجازی، ادبیات این جماعت را فرا بگیرد؟


نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391| در ساعت 10:54 |
 

ضدانقلاب فقط تشییع جنازه خودش را بلد است

«اپوزيسيون سالهاست كه تشييع جنازه مي كند بي آن كه بداند اين جنازه خود اوست. ما كاسه سرمان آن قدر زمخت است كه متأسفانه سنگ لحد نيز ما را از مردن مان آگاه نمي كند. ما مرده ايم چرا كه مرگ اپوزيسيون از نداشتن رابطه با مردم و نديدن واقعيت هاي زندگي و تفكر آنها و نداشتن نقش در مبارزات داخل كشور به وجود مي آيد.»

به گزارش کیهان، اين مطلب را گويانيوز به قلم ابوالفضل محققي از عناصر خارج نشين نوشت و تصريح كرد: اين مقاله نيست، دردنامه، است. ما اپوزيسيون پير شده ايم. من نيز فردي از همين اپوزيسيون هستم كه از مرز شصت سالگي گذشتم و هنوز از گذشت روزگار نياموخته ام. ممكن است ديگران بگويند آموخته اند. اما آن آموخته اي كه در عمل خود را نشان ندهد، يعني ادعا!

وي اضافه مي كند ما به گونه اي اين چمدان هاي فكري خود را برداشته و خارج شده ايم و فكر مي كنيم هنوز بعد 30 سال همان طراوت جواني و قديسيت را داريم. (لقبي كه اكثر روشنفكران بخود مي دهند و يا تصور مي كنند!) همراه اين چمدان يك آينه جادو نيز داريم! كه هر وقت در آن نگاه مي كنيم خود را جوان و زيبا مي بينيم مانند «تصوير دوريان گري». آينه اي كه عيب هاي ما را مخفي مي كند. خودخواهي فردي، گروهي، كم بضاعتي، پربها دادن به نقش خود و نديدن واقعيت ها را! اين آينه را با گذر زمان كاري نيست. ما گرفتار در خوديم. ما هر كدام گروه و طبقه اي را نمايندگي مي كنيم و نسبت به هر چيز تحليلي داريم اما در مثل مناقشه نيست! آيا مي شود سؤال كرد كه اين بحث هاي عريض و طويل ما كي تمام خواهد شد؟

در ادامه اين نوشته آمده است؛ هر كدام از ما وقتي پاي صحبت مي آيد از نمايندگي خلق صحبت مي كنيم. اما در عمل تمامي اين افت و خيزها بي حضور ما صورت مي گيرد و ما بدنبال آن كشيده مي شويم و چاره اي هم نداريم! ما تك تك چه اتوريته اي مي توانيم داشته باشيم؟ قلبم به درد مي آيد و زخم كهنه دهان باز مي كند، وقتي به واقعيت آنچه بين ما مي گذرد و آنچه در ايران مي گذرد نگاه مي كنم. سه سال رفت و آمد به ايران اين امكان را داد كه از نزديك زندگي، طرز فكر مردم را تا حدودي ببينم. براي برخي وقتي از آرزوهايمان و مبارزات خودمان مي گفتيم ما را سرباز ژاپني مي ناميدند! (براستي ما نيز سرباز ژاپني هستيم.) اين مقاله نيست، اين دردنامه است. سالهاست تشييع جنازه مي كنيم بي آنكه بدانيم اين جنازه خود ماست! اما كاسه سرمان آنقدر زمخت است كه متأسفانه سنگ لحد نيز ما را از مردن مان آگاه نمي كند!

نويسنده گويانيوز اضافه مي كند: ممكن است براي بعضي ها اين حرف ها خنده دار و ساده لوحانه جلوه نمايد مخصوصاً آنها كه مدعي تراند. عيب ندارد. مي توان اگر عمر كفاف دهد، سي سال ديگر نشريه خود را بيرون دهيم و مانند مجاهدين در كمپي بزرگتر در اروپا و آمريكا رژه برويم و هر كدام رئيس باشيم با تاج هاي كاغذي. اما بايد يك روز جواب بدهيم. ته دل بسياري از ما براي حمله آمريكا و اسرائيل لك مي زند. روشنفكري بد دردي است بخصوص اگر در خارج از كشور باشي و روياهاي خود را به جاي واقعيت بنشاني. روياهائي كه اگر از واقعيت بيشتر از چند قدم فاصله داشته باشند به پشيزي نمي ارزند.



نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391| در ساعت 10:54 |
 

پیام فضلی نژاد گفت: شاهين نجفي در دوره اصلاحات گروه هاي زيرزميني موسيقي رپ را در رشت و تهران ترتيب مي داد و در سال 84 از ترس مجازات بدليل ارتكاب جرائمي نظير همجنس گرايي به آلمان گريخت.
پیام فضلی نژاد در گفت و گو با خبرگزاري دانشجو، درباره ماهيت و پيشينه شاهين نجفي خواننده هتاك به امام هادي (ع) گفت: «شاهین نجفی» خواننده و سازنده کلیپ موهن علیه امام هادی(ع) که از دوره اصلاحات به راه‌اندازی گروه‌های موسیقی زیرزمینی در رشت و تهران پرداخت، یک «همجنس‌باز» است که به سبب اشاعه فحشا و فساد با شکایت شاکیان خصوصی شامل چند خانواده، دو بار در ایران دستگیر شد و سال 1384 از ترس مجازات سنگین کیفری به آلمان گریخت.
 
نجفی به سرعت با پسمانده‌های گروهک‌های ترویستی مانند «سازمان فدائیان خلق» و «سازمان مجاهدین» پیوند خورد و با پیوستن به گروه «تپش 2012» در تجمعات این گروهک‌های تروریستی علیه ایران در شهرهای «استکهلم» در سوئد و «اسن» در آلمان حضور یافت و به اجرای کنسرت در میتینگ‌های منافقین پرداخت.
 
پژوهشگر موسسه کیهان افزود: در سال 1387 که سازمان‌های مارکسیستی- تروریستی برای گسترش فعالیت‌های خود در دانشگاه‌های ایران می‌کوشیدند، «شاهین نجفی» نیز به همکاری با آنان پرداخت و توسط چند دانشجو در داخل ایران قصد یارگیری برای تروریست‌ها را داشت، اما آن زمان روزنامه «کیهان» پشت صحنه این پروژه را فاش کرد و در 8 مهرماه 1387 نوشت: «اخيراً برخي از وبلاگ هاي دانشجويي اپوزيسيون با گرايش ماركسيستي، بيانيه‌اي از يك گروه موسيقي با عنوان تپش 2012 منتشر كرده اند كه در آن از راه اندازي كمپين يكصد هزار امضاء خبر مي دهد.
 
وي با اشاره به ماهيت اين گروه تصريح كرد: اين گروه مبتذل خود را متشكل از تعدادي جوان ايراني و آلماني معرفي مي كند... اعضاي اين گروه هدف خود از تشكيل چنين محفلي را تلاش براي جمع‌آوري امضا و ارائه آن در سالروز حقوق بشر (10 دسامبر) به پارلمان اروپا در بروكسل اعلام كرده‌اند تا توجه مطبوعات و رسانه‌هاي بين‌المللي را به شرايط حاكم در ايران و به اصطلاح نارضايتي مردم جلب كند.»
 
فضلی نژاد با ارائه پیشنهادی به مسئولان قضایی کشور مبنی بر «درخواست بازداشت و استرداد نجفی توسط اینترپل» اظهار داشت: با توجه به سابقه این خواننده همجنس‌باز و اتهامات و جرائم وی که در حوزه سرزمینی ایران قبل از فرار واقع شده و توسط مراجع ذیصلاح قضایی کشور خودمان قابل رسیدگی کیفری می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌باشد، پیشنهاد می کنم که با تدبیر دادستان محترم کل کشور درخواست بازداشت و استرداد شاهین نجفی به ایران از کانال پلیس اینترپل داده شود. این خواننده هتاک باید در ایران به دست عدالت سپرده شود و این یک مطالبه مردمی است.
 
عضو مرکز پژوهش های موسسه کیهان با بازخوانی پیشینه فعالیت‌های این خواننده هتاک ادامه داد: وقتی شامگاه 27 بهمن 1389 آقای «حسین شریعتمداری» در برنامه گفتگوی ویژه خبری شبکه دوم سیما از همکاری شهید «صانع ژاله» با روزنامه «کیهان» سخن گفت، رسانه‌های غربی چند ساعت را در شوک و بهت ناشی از این خبر به‌ سر بردند و فردای آن روز، جز واکنش‌های سراسیمه، کاری از دستشان ساخته نبود. اما، کمتر از 15 ساعت پس از مصاحبه مدیرمسئول روزنامه «کیهان»، تلویزیون‌های فارسی‌زبان اپوزیسیون برانداز و رسانه‌های کردی‌زبان ضدانقلاب برنامه‌های عادی خود را برای پخش یک «خبر ویژه» قطع کردند و با نشان دادن تیزری تبلیغاتی از یک ویدئو کلیپ (نماهنگ) گفتند «سلطان رپ ایران علیه حسین شریعتمداری می‌خواند!» و برخی از سایت‌های خبری اروپایی نیز تیتر زدند: «ساخت موسیقی اعتراضی توسط یک همجنس‌گرای مشهور درباره مدیر کیهان».
 
وي ادامه داد: در همان هنگام، جریان رسانه‌ای «فتنه سبز ماسونی» در سایت‌های «فیس بوک»، «تویتر» و «یوتیوب» صفحات ویژه‌ای را ساختند تا «نماهنگ» این «همجنس‌باز مشهور و سلطان رپ ایران» را به صورت ویژه و در گسترده‌ترین سطح ممکن منتشر کنند. سرانجام شامگاه 28 بهمن، تنها یک روز پس از گفتگوی ویژه تلویزیونی «حسین شریعتمداری»، نسخه کامل این نماهنگ در رسانه‌ها پخش شد.
 
 فضلی نژاد اظهار داشت: نماهنگ «شهید سبز: صانع ژاله» با صدای «شاهین نجفی» که به «حسین شریعتمداری» به عنوان «پلیدترین انسان روی زمین» تقدیم شده است، تنها واکنش کارگزاران فتنه سبز به جدیدترین افتضاح و رسوایی سیاسی‌شان بود. 48 ساعت پیش از انتشار سخنان مدیرمسئول «کیهان» درباره خدمات ارزشمند شهید «صانع ژاله» به جمهوری اسلامی و در حالی که کارشناسان امنیتی سرنخ‌های متعددی را از نقش محوری «گروهک تروریستی مجاهدین خلق» (منافقین) برای ترور وی به دست آورده بودند، رسانه‌های وابسته به مثلث سرویس‌های جاسوسی CIA و موساد و MI6 پروژه «شهیدسازی» برای «سبزها» را کلید زدند. گرچه در ابتدا «رادیو فردا» حتی نام این «شهید جدید سبزها» را نمی‌دانست و به تعبیر آقای شریعتمداری خبر از «کشته شدن خانم ژاله صانعی به دست نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی» می‌داد!
 
نویسنده کتاب «ارتش سری روشنفکران» درباره بهره‌برداری سازمان‌های اطلاعاتی از خوانندگان همجنس‌باز و پروژه های ایرانی آنان گفت: برای نمونه پروژه جدید «شهیدسازی» از «صانع ژاله» توسط «سرویس ارتباطات استراتژیک آمریکا» که 2 وزارتخانه امور خارجه و دفاع با محوریت سازمان CIA آن را اداره می‌کنند، کلید خورد. این پروژه که هدفش مهندسی افکار عمومی از طریق «موسیقی اعتراضی- زیرزمینی» است، پیش از این در کودتاهای مخملی اروپای شرقی و مرکزی به اجرا درآمده بود و در هنگام قتل «ندا آقاسلطان» توسط گروه موسیقی «شاهین نجفی» اجرا شد.
 
فضلي نژاد همچنين با اشاره به حمايت آمريكا از اين خواننده هتاك، خاطرنشان كرد: چندی پیش نيز «هیلاری کلینتون» وزیر امور خارجه آمریکا دستور استمرار پروژه «جنبش رقص و دیپلماسی رپ» را در فرآیند «جنگ نرم» علیه ایران صادر کرد. بار گذشته نیز همین گروه فاسد وظیفه پیشبرد پروژه موسوم به «موسیقی ترور» را برعهده داشت و این‌بار نیز «شاهین نجفی» همجنس‌باز مشهور و شومن میتینگ‌های منافقین، به هتک حرمت معصومین و ائمه اطهار پرداخته است.

نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391| در ساعت 10:51 |
 

منظور از اين بيلبوردها تاكيد بر مخالفت مشترک اوباما و " احمدی نژاد" با استقلال آمريكا در زمينه انرژي است.

گروه"كامپس كلورادو" از راه اندازی یک كمپين جديد از طريق بيلبورد خبر داد و اعلام كرد كه اين گروه طي آن ، اوباما را با محمود احمدي نژاد رئيس جمهور ايران پيوند مي دهد.

اين گروه محافظه كار مي گويد كه منظور از اين بيلبوردها تاكيد بر مخالفت مشترک اوباما و " احمدی نژاد" با استقلال آمريكا در زمينه انرژي است.

بنا به گزارش وب سايت گروه "كامپس كلورادو"، اين 28 بيلبورد كه در سرتاسر ايالت كلرادو نصب خواهند شد، اوباما، احمدي نژاد و يكي از سه نماينده دموكرات اين ايالت در مجلس نمايندگان – "اد پرلماتر"، "سال پيس" و "جو ميكلوسي" – را با اين شعار به نمايش مي گذارند كه "بهاي بالاتر بنزين، آري!؛ استقلال انرژي آمريكا، نه!".


"تيلر كيو.هولتن" رئيس كامپس كلرادو درباره قصد راه اندازي اين بليبوردها در يك بيانيه مطبوعاتي گفت: " رئيس جمهور اوباما و اد پرلماتر، در دوران كار سياسي خود با انرژي توليدي آمريكا مخالفت كرده اند."

وي افزود : اوباما و پرلماتر از طريق مخالفت با خط لوله "كي استون" و حفاري هاي اكتشافي داخلي، به طور مستقيم به افزايش بهاي بنزين در سرتاسر كشور كمك كرده اند.



نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391| در ساعت 10:50 |
 

'سید محمد خاتمی' در ادامه پروژه حمایت از زندانیان فتنه ارسال پیام تبریک به مناسبت سالروز تولد این زندانیان را در دستور کار خود قرار داده است.
در همین راستا خاتمی با انتشار پیامی سالروز تولد " مسعود باستانی " یکی از زندانیان فتنه ۸۸ را تبریک گفت.


سید محمدخاتمی ضمن تبریک این مناسبت، از زندانی شدن همسر وی مهسا امرآبادی که او نیز از روزنامه نگاران ضد انقلاب نیز می باشد و چندی پیش در محاکم قضایی به جرم فعالیت تبلیغاتی علیه نظام از طریق مصاحبه با شبکه های ضد انقلاب به حبس محکوم شده است ، ابراز تاسف کرد.


گفتنی است این اقدام از سوی خاتمی در حالی صورت می پذیرد که بنا بر گفته منابع مطلع وی بنابر درخواست تاج زاده و در جهت جلوگیری از بریدن زندانیان فتنه ،اقدام به سرکشی به خانواده های آنان و نیز صدور پیام برای این افراد می کند.

نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391| در ساعت 10:49 |
 

پیام مهم مهدی هاشمی از لندن!+عکس
 
 
چندوقتی بود شایعه کرذه بودند که مهدی هاشمی به ایران باز خواهد گشت. ما که ندیدیم اما شنیده‌ایم که ایشان خیلی دلش می‌خواسته بیاد ایران اما اشتغالات فراوان به تحصیل و کار و این مدل مسایل سبب شده تا نتواند وارد کشور شود. خصوصاً آنکه وی خیلی دوست دارد هرچه زودتر در دادگاه حاضر بشود و از خودش در برابر آن اتهامات بی‌اساس (که قبلاً در مبعضی محافل عنوان شده بوده است) دفاع کند.

خلاصه آنکه همین چند روز قبل در کمال ناباوری، خبر مورد اشاره از سوی یکی از نزدیکان این نخبه لندن‌نشین تکذیب شده و امید مشتاقان دیدار روی ماه ایشان ناامید شد.

به امید روزی که این عزیز دل‌انگیز به میهن بازآید و مملکتی را از نگرانی برهاند! به امید آنکه هرچه زودتر تحصیل ایشان در رشته دکترا تمام شده و ما شاهد برگشتن ایشان باشیم و بتوانیم از خدمات ایشان (ین‌بار در سمت‌های مهم‌تر و با مدارک و مدارج بالاتر) بهره‌مند بشویم.

نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391| در ساعت 10:46 |
 

خاطرات خواندنی علامه مصباح یزدی از آیت الله العظمی بهجت

 نسبت استاد شاگردی آیت الله العظمی بهجت و آیت الله مصباح یزدی شاید تا چندی پیش و در ایام حیات عارف بزرگ زمانه، چندان آشکار و پیدا نبود، چه از آن جهت که حضور آیت الله بهجت مانع از بیان این ارتباط می‌شد و چه از آن جهت که سمت و سوی آشکار فعالیت علامه مصباح در حوزه اندیشه و سیاست به چشم می‌آمد و ابعاد اخلاقی در پشت این روشنگری‌های نظری و سیاسی پنهان.

پس از رحلت بهجت زمان، هر آنکس که سر و سری با او داشت، خاطراتی گفتنی را به زبان و قلم آورده و در تبیین جایگاه والای او به جامعه عرضه کرد هرچند که بسیاری از خاطرات مگو هم در سینه دوستان و دوستدارانش باقی ماند.

شاید یکی از خواندنی‌ترین خاطرات از مرحوم آیت الله بهجت، خاطرات علامه مصباح یزدی از این استاد بزرگ اخلاق است. خواندن این خاطرات سوای محتوای پر مغز آن، از سر و سرّ استاد و شاگرد حکایت دارد. 

رجانیوز  بخش‌هایی از خاطرات علامه مصباح یزدی پیرامون مرحوم بهجت را که هفته نامه نه دی منتشر کرده است. به مناسبت فرارسیدن سالگرد ارتحال عارف بزرگ دوران معاصر مرحوم آیت الله بهجت منتشر می‌کند:
 
درس خارج پشت حجره در بسته
 
خدمت ایشان رسیدیم و درخواست کردیم که درس فقهی شروع بفرمایند و ما استفاده کنیم، ایشان هم بزرگواری فرمودند و قبول کردند و در یکی از حجرات مدرسه فیضیه این درس را ما شروع کردیم و بعد از درس مرحوم آیت الله بروجردی(رض)که ایشان مقیّد بودند همیشه درس ایشان شرکت کنند بعد از درس تشریف می بردند مدرسه فیضیه و ما هم چند نفری بودیم آنجا در خدمتشان کتاب طهارت را شروع کردیم. گاهی اتفاق می افتاد که صاحب حجره نبود حالا مسافرتی رفته بود یا بیماریی چیزی داشت ،ایشان در یکی از صفّه های حجره همان جا کنار مدرسه می نشستند و ما هم روی زمین دور ایشان می نشستیم و درس خارج فقه به این صورت برگزار می شد.
 
 داستان هایی که سرّش را بعداً فهمیدیم
 
ما پیش از درس مقیّد بودیم زودتر برویم پیش از وقت درس بلکه از ارشادات معنوی ایشان به یک نحوی استفاده کنیم، ایشان هم تشریف می آوردند پیش از وقت درس، گاهی یکی دو نفر بودیم که پیش از درس و به طور متفرّق مطالبی همان طور که عرض کردم گاهی حدیثی می خواندند گاهی داستانی نقل می کردند از اساتید و بزرگان دیگران، ابتدا ما فکر می کردیم انتخاب این حدیث یا داستان اتفاقی است.
 
بعدها با دوستان صحبت کردیم گفتیم که بیان این حدیث ها و یا داستان ها مثل اینکه جهت دار است، آن دوست ما گفت که اتفاقاً من حس می کنم که ایشان وقتی یک مطلبی را نقل می کنند مثل اینکه من را مخاطب قرار می دهند، به جهتی مربوط به من دارند می گویند منتها به زبان یک حدیث یا داستان، فرض کنید من اگر یک لغزشی کردم و کس دیگری هم نمی داند حالا در خانه مربوط به خانواده ام و یا مربوط به دیگری ایشان یک داستانی نقل می کردند یا حدیثی می گفتند که تنبیهی بر آن جهت و اشاره ای داشت مثلاً یک چنین اشتباهی کردید شما کار بدی کردید مثلاً و راهنمایی بود که چه کار کنید. این زیاد اتفاق می افتاد که وقتی داستان نقل می کردند یک نگاه خاصی هم به طرف می کردند، بعدها دیگر کم کم ما باور کردیم که اینها جهت دار است همین جوری و به طوراتفاقی چیزی نقل نمی کنند. از جمله گاهی مطالبی را می فرمودند که ناظر به جهات اجتماعی و سیاسی و اینها بود و آن وقت ها هم مصادف شده بود با اوایل جریان نهضت روحانیت و حمله کماندوهای شاه به مدرسه فیضیه و گاهی مطالبی می فرمودند ارتباط پیدا می کرد با این مسائل.
 
 تأکید آیت الله بهجت بر بُعد فرهنگی نهضت
 
روز به روز وقتی جریانات مبارزات داغ تر می شد و مزاحمتی که برای روحانیون و منبری ها و زندان و تبعید و اینها پیش می آمد به این مناسبت ها ایشان هم اشاراتی می فرمودند یا اشاره ای که مثلاً چه باید کرد، گاهی حرفهای خیلی ساده ایشان می توانست فتح بابی باشد برای یک نوع فعالیت و بعضی از دوستانی که در درس ایشان شرکت می کردند بخاطر همین تأکیدات ایشان رفتند سراغ فعالیت های اجتماعی و سیاسی، بخصوص در بخش کارهای تبلیغاتی و فرهنگی، یعنی مبارزاتی که از آن زمان شروع شد به رهبری حضرت امام(س) و سایر مراجع یک بعدش ضعیف بود و آن بعد تبلیغاتی و فرهنگی اش بود و اتفاقاً ایشان روی این بعد از مبارزات تکیه می کردند، ما را سوق می دادند به اینکه این جهتش را جبران کنید تقویت کنید و همین باعث شد که ما در این فعالیت ها در حدّ توان و بضاعت خودمان شرکت کنیم و بخصوص به بعد تبلیغاتی و فرهنگی اش اهمیت بدهیم. اینکه من عرض کردم محرّک من در شروع این فعالیت ها همین جهت بود که ایشان تأکید می کردند برای تقویت بعد فرهنگی و تبلیغاتی مبارزه، ما هم روی حسن ظنّی که به فرمایشات ایشان داشتیم این را یک وظیفه مؤکدی برای خودمان می دانستیم و در حدّی که ازعهده ما برمی آمد دنبال می کردیم.
 
 
امام می فرمود با اصرار از ایشان بخواهید
 
مرحوم آیه الله مشکینی(رض) که رئیس مجلس خبرگان بودند نقل می فرمودند که ما خدمت حضرت امام(س) شاید هم گفتند بارها برای مسائل اخلاقی و اینها مطرح کردیم و گفتیم به کی مراجعه کنیم در این گونه مسائل و ایشان می فرمودند به آقای بهجت مراجعه کنید، عرض می کردیم ایشان نمی پذیرند اباء دارند از اینکه مثلاً به این عنوان شناخته بشوند و مطرح بشوند و اینها، امام(س) می فرمودند که باز می فرمودند به ایشان مراجعه کنید اصرار کنید. مرحوم امام(س) کس دیگری را به این عنوان معرفی نکردند. بنده هم از مرحوم آقا مصطفی(ره)شنیدم که می گفتند که حضرت امام(س) نظر خاصی به آقای بهجت دارند و گاهی برای بعضی حاجات و مشکلاتشان به ایشان ارجاع می دادند، حالا نمی دانم ذکر این مطلب چه اندازه بجاست: جناب آقای مسعودی که تولیت آستانه حضرت معصومه(س) را داشتند ایشان بخاطر اینکه اهل خمین بودند و به منزل امام(س)، زیاد رفت و آمد داشتند نقل می کردند که بارها اتفاق افتاد مشکلی برای امام(س) پیش آمد یا بیماری سختی مثلاً بستگانشان داشتند، ایشان مرا می فرستادند پیش آقای بهجت که برو ببین آقای بهجت چه می گویند و مکرّر اتفاق افتاد که ایشان می فرمودند بروید قربانی کنید گاهی یکی گاهی دو تا گوسفند قربانی کنید و من بلافاصله به دستور آقای بهجت و با پیشنهاد حضرت امام(س) می آمدم پیش فلان قصابی و گوسفند می گرفتم.
 
 آنچه نمی دانیم عمل کنیم
 
بنده خیال می کنم چیزی که در زندگی ایشان کاملاً بیّن بود و هر کس اندکی با ایشان معاشرت پیدا می کرد یا از فرمایشات ایشان استفاده می کرد متوجه می شد این بود که ایشان تمام سخنانشان و رفتارشان روی یک محور متمرکز بود وآن اینکه تقرب به خدای متعال یا کمال حقیقی برای انسان جز در سایه اطاعت خدا و عمل به دستورات شریعت حاصل نمی شود. تکیه کلام ایشان انجام واجبات و ترک محرمات بود. هرکه از ایشان می پرسید چه باید بکنیم چه دستور اخلاقی شما توصیه می کنید محورش همین بود انجام واجبات ترک محرمات، تکیه کلام ایشان در تمام مدتی که ما خدمت ایشان می رسیدیم و گاهی صحبت از مسائل اخلاقی و معنوی می شد، مسلّمات شریعت بود، این مطلب را بارها تکیه می کردند که اگر ما آنچه از شریعت می دانیم عمل کنیم خدا آنچه لازم باشد به ما خواهد فهماند، لزومی ندارد که بگردیم دنبال یک چیزهایی که خیلی مجهول هست و یک اسراری هست کسانی می دانند و هیچ کس نمی داند! می فرمودند هرچه در شریعت بیشتر روی آن تأکید شده، آیات قرآن و روایات، بیشتر به آن تأکید کرده دلیل آن است که آن راه ،راه تقرب به خداو مهمتر و مؤثرتر است.
 
 
مبارزه آیت الله بهجت با عرفان های التقاطی
 
مرحوم آقای بهجت برای خودشان کأنّه یک رسالتی قائل بودند که در مقابل خرافات و دکان داری هایی که در این زمینه وجود دارد و کسانی به نام عرفان و مسائل اخلاقی و قطبی و مرشدی و این حرفها دکان داری می کنند و مردم را سرگرم می کنند برای خودشان یک رسالتی قائل بودند که با اینها مبارزه بکنند منتها مبارزه مثبت، یعنی به جای اینکه بگویند فلان کس دارد خطا می کند یا فلان فرقه چنین و چنانند ایشان این جهت را بیان می کردند که راه صحیح، پیروی از اهل بیت و عمل به دستورات شریعت است راه دیگری نیست.
 
بطور کلی سایر فرقه ها و راه ها و بدعت ها و همه اینها را نفی می کردند به صورت مبارزه مثبت یعنی با تثبیت اینکه راه فقط پیروی از اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین هست، سایر چیزها را نفی می کردند و شاید این روز را می دیدند ، آن وقت ها البته فرقه تصوف و اینها بود ولی این عرفانهای کاذب به این وسعت نبود اینها تازه رواج پیدا کرده هرگوشه ای یک کسی یک مغازه ای باز کرده و شاید به خاطر همین ها بود که ایشان این مسأله را خیلی روی آن تأکید می کردند که تنها عمل به دستورات شرع، انجام واجبات و ترک محرمات است که انسان را می تواند به سعادت برساند و از ویژگی های ایشان این بود که همیشه در فعالیت ها جنبه مثبت را تقویت می کردند یعنی به جای اینکه یکی یکی با این مکاتب انحرافی و خرافی مبارزه بکنند و اسم ببرند آن مکتب غلط است و فلان است، در مقابلش آن جهت مثبت را ارائه می دادند که اینها صحیح است و ما باید این جوری رفتار بکنیم.


نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391| در ساعت 10:45 |
 

یادداشت سیاسی وب سایت BBCPersian؛
جنبش سبز و جاده یکطرفه «خیابان»
رهبران و کادرهای مؤثر اصلاح‌‌طلبان در جنبش سبز، خود کم و بیش حامل رادیکالیسم سیاسی بودند. آنان از «حزب پادگانی» سخن می‌گفتند… آنطور که واقعیت نشان داد، رهبران جنبش، عمدتاً جاده یکطرفه «خیابان» را برگزیدند.

تارنمای شبکه "بی بی سی فارسی" (BBCPersian) دوشنبه 25اردیبهشت (May.14) یادداشتی را به قلم "نقی حمیدیان" فعال سیاسی سوسیال دموکرات مقیم سوئد، با عنوان "جنبش سبز و مسأله روند اصلاحات" منتشر کرده است که در بخشی از آن می خوانیم:
«به گمان من، رهبران و کادرهای مؤثر اصلاح‌‌طلبان در جنبش سبز، خود کم و بیش حامل رادیکالیسم سیاسی بودند. آنان از "حزب پادگانی" سخن می‌گفتند و نمایند‌گان مجلس هفتم را به طعنه "راه یافته‌گان" به مجلس می‌نامیدند. گفتار و نوشتار آنان گاهاً تندتر از مقالاتی بود که در خارج کشور منتشر می‌شد. آنان پس از ناکام ماندن از نهادینه کردن فضای باز سیاسی دوره هشت ساله ریاست جمهوری آقای خاتمی، از گفتگو و مذاکره با رهبران جمهوری اسلامی فاصله گرفتند و یا دست کم به طور آشکار از گفتگو و به اصطلاح "چانه‌زنی در بالا" چندان سخنی به میان نمی‌آوردند. در ضمن طیف اصلاح‌طلبان (حکومتی) از انسجام نظری و راهبردی و به ویژه کاربردی برخوردار نبودند و حتی اجماعی در ارائه یک جمع‌بندی مشترک از تجربه جنبش دو خرداد نداشتند.»
در قسمت دیگری از این یادداشت با اشاره به آشوب هایی که با اسم رمز "تقلب" در روزها و ماه های پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 88، کشور را تحت تأثیر قرار داد، آمده است: «در آن مقطع، رهبران جنبش سبز نیز فرصت‌هایی را از دست دادند. آنان پس از اعتراض توده‌ای در همان دو سه هفته اول، موظف بودند راه گفتگو را باز نگاه ‌دارند. رسیدگی به اعتراضات انتخاباتی را -هرچند نادلخواه- از طریق نهادهای قانونی که خود متهم به تقلب بودند و یا با انجام نشست‌‌های حل اختلاف و غیره، در میان گذاشته و پیگیری ‌می‌کردند. غیر از این راه دیگری جز تأکید بر خیابان وجود نداشت؛ آنطور که واقعیت نشان داد، رهبران جنبش، عمدتاً جاده یکطرفه "خیابان" را برگزیدند.»
یادداشت نویس وب سایت بی بی سی فارسی همچنین اضافه می کند: «نکته دیگری که باید به آن توجه داشت، روان‌شناسی طبقه متوسط از تجربه "جنبش دوم خرداد" است. در دور دوم ریاست جمهوری آقای خاتمی، سیاست و شعاری مبنی بر "فشار از پائین و چانه‌زنی در بالا" توسط آقای حجاریان مطرح شد اما چندی بعد مشخص شد که این شعار کارآیی ندارد چراکه همه‌اش به چانه‌زنی در بالا خلاصه شد و از فشار از پائین هیچ خبری نبود. در آن زمان دلسردی گسترده‌ ای نسبت به آقای خاتمی و اصلاح‌طلبان مدافع وی در مجلس ششم، به وجود آمد به طوری که در تحصن اعتراضی ده‌ها تن از نمایندگان مجلس ششم به نظارت استصوابی شورای نگهبان، از سوی مردم عملاً هیچ حمایتی صورت نگرفت. بی‌اعتنایی نسبت به "چانه‌زنی در بالا" نیز در همان زمان در میان مردم وجود داشت... و جنبش دوم خرداد در نهایت با انتخاب محمود احمدی نژاد، رسماً به حاشیه رفت.» 114/5
 



نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391| در ساعت 10:43 |
 

وعده ای که عملی نشد؛
خود سوزی به سبک نوری زاد
آقای نوری زاد! فکر نمی کنید اگر قرار باشد شما خودسوزی کنید، باید در اعتراض به اقدام هتاکانه این خواننده و حامیان او باشد؟ آیا این به باور و اعتقاد شما نزدیکتر نیست؟
محمد نوری زاد که با آغاز فتنه در سال 88 به جمع فتنه گران پیوست،با نامه نگاری های متعدد و همچنین مصاحبه با رسانه های ضد انقلاب دست به سیاه نمایی علیه جمهوری اسلامی و توهین به مسئولان نظام را در دستور کار خود قرار داد.
نامه ها و مصاحبه های نوری زاد همواره بعد از انتشار با استقبال گسترده از سوی رسانه های حامی فتنه مواجه می شد و در صدر اخبار آنها جای می گرفت و به خوراکی برای تخریب چهره جمهوری اسلامی تبدیل می شد.
پس از آنکه اقدامات نوری زاد در فضای مجازی با بی اعتنایی مردم مواجه شد و او نتوانست در این زمینه توفیقی پیدا کند، در 11 اسفند سال گذشته، درست چند روز پیش از برگزاری انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی، برای تحت‌الشعاع قراردادن حضور مردم، وی تهدید به خودسوزی کرد.
نوری زاد در نامه خود تحت عنوان "به زودی خود را به آتش خواهم کشید" برای جدی نشان دادن تهدید خود از وزیر اطلاعات درخواست می کند: «پنج دستگاه کامپیوتر، دوربین‌ها و حافظه کامپیوترهایم و اقلام دیگری را که از دو سال و نیم پیش از من ربوده‌اند به من بازگردانده شوند. دوست دارم پیش از آنکه خود را به آتش بکشم چشمم به تماشای اموال شخصی ام روشنایی بگیرد.»
اما نوری زاد پس از ناکامی های خود در پروژه نامه نگاری و تهدید به خودسوزی، جدیدا به ساخت کلیپ و فیلم کوتاه روی آورده است. آخرین نمونه آن "فیلمی" است که به تازگی در فضای مجازی منتشر شده؛ وی در این کلیپ با ترسیم فضایی بسیار تیره و تار از فضای جامعه ایران به دفاع از گروه های منحرف و ضاله ای چون "بهائیت" پرداخته است.
این کلیپ با استقبال گسترده ای از سوی رسانه های ضد انقلاب روبرو شد تا جایی که شبکه دولتی صدای آمریکا (VOA) با پخش این کلیپ ضمن توهین به مسئولان نظام خواستار برخورد سازمان های بین المللی با آنها شد.
سؤالی که در اینجا باقی می ماند این است: «آقای نوری زاد که در تمام نامه ها و مصاحبه های خود با رسانه های ضد انقلاب، خود را انسانی عملگرا و مسئولان نظام را به عدم عمل به وعده های داده شده از سوی آنها متهم می کرد، چرا با گذشت دو ماه از وعده ای که برای "خودسوزی" داده بود آن را عملی نکرد؟»
آقای نوری زاد! مگر شما در نامه خود ننوشتید که "اگر آیت‌الله های ایران 'در اعتراض به خفتی که اسلام در این کشور دچار شده' خودسوزی جمعی نکنند، خودسوزی خواهم کرد" ؟ مگر شما در مصاحبه اخیر خود با صدای آمریکا تاکید نکردید که "مرتکب قتل شده اید و با پذیرش آن حاضرید در یک دادگاه صالحه محاکمه شوید" ؟ چرا به این وعده خود عمل نکردید؟! این کار شما ثابت می کند که بر خلاف ادعاهای خود مبنی بر عملگرایی، نه تنها عملگرا نیستید بلکه فقط خوب شعار می دهید.
آقای نوری زاد! در آخرین کلیپی که توسط شما تهیه و منتشر شد، آنچه بیش از هر چیز دیگر خودنمایی می کند عرق دینی شما است، فریاد وا اسلاما و وا مذهبای شما در آن کلیپ گوش فلک را کر می کند.
آقای نوری زاد! صرفا جهت اطلاع شما یادآور می شود در چند روز گذشته یکی از خوانندگان رپ در یکی از ترانه های خود با توهین به همه باورهای دینی مردم ایران به ویژه به ساحت مقدس امام دهم شیعیان، دل ارادتمندان به اهل بیت رسول مکرم اسلام [صلوات الله علیهم اجمعین] را به درد آورد، و این رسانه هایی که شما با نامه نگاری های خود و مصاحبه با آنها خوراک تبلیغاتی برای تخریب وجهه جمهوری اسلامی ایران مهیا می کنید سنگ تمام گذاشتند و سعی در تبرئه این خواننده هتاک کردند.
آقای نوری زاد! شما با آن همه عرق مذهبیتان چرا در این باره سکوت کردید و در مصاحبه با شبکه صدای آمریکا این اقدام شاهین نجفی و حمایت این شبکه از آن را محکوم نکردید؟ فکر نمی کنید اگر قرار است شما خودسوزی کنید، باید در اعتراض به اقدام هتاکانه این خواننده و حامیان او باشد؟ آیا این به باور و اعتقاد شما نزدیکتر نیست؟

نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391| در ساعت 10:40 |
 

امروز؛ تجمع ضد صهیونیستی در میدان آزادی
دانش‌آموزان و دانشجویان تهرانی در سالروز تشکیل رژیم جعلی صهیونیستی، ساعت 17:30 سه‌شنبه 26 اردیبهشت‌ماه در میدان آزادی تجمع می‌کنند.
فارس، اتحادیه بین‌المللی امت واحده با همکاری فرهنگسراهای تهران به مناسبت سالروز تشکیل رژیم جعلی صهیونیستی (یوم‌النکبت) ساعت 17:30 روز سه‌شنبه 26 اردیبهشت‌ماه برنامه‌ای را با حضور جمعی از دانش‌آموزان و دانشجویان شهر تهران در میدان آزادی برگزار می‌کند.

قرار است، فروز رجایی‌فر مسئول ستاد پاسداشت شهدای نهضت جهانی اسلام در این مراسم سخنرانی کند.

براساس این گزارش، در این تجمع پرچم بزرگ فلسطین به اهتزاز در می‌آید و 64 پرچم رژیم صهیونیستی به مناسبت 64 سال اشغالگری به آتش کشیده می‌شود.

همچنین نقاشی نمادین ۶۴متری دسته‌جمعی نوجوانان ایرانی به نشانه ۶۴ سال مقاومت با موضوع فلسطین و اسرا کشیده خواهد‌شد.


نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391| در ساعت 15:31 |
 

آخرين مطالب
ماه من





















درباره وبلاگ

عناوين ويژه
آرشيو موضوعي
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1378
بخش ويژه


یاران خورشید

free counters